<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714</id><updated>2011-10-15T05:52:58.520-07:00</updated><category term='فیلمی خوش ساخت از کارگردان جوان پویا منوچهری'/><title type='text'>طرحی نو</title><subtitle type='html'>بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
 فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>31</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-337569560428813494</id><published>2010-07-27T04:48:00.000-07:00</published><updated>2010-07-27T04:49:31.973-07:00</updated><title type='text'>وبلاگ جدید</title><content type='html'>لطفاً مطالب جدید از این نویسنده را در این بلاگ جدید بجویید:&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href="http://booyegolzar.wordpress.com/"&gt;http://booyegolzar.wordpress.com/&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-337569560428813494?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/337569560428813494/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=337569560428813494&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/337569560428813494'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/337569560428813494'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2010/07/blog-post.html' title='وبلاگ جدید'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-4686351557864488919</id><published>2010-06-23T05:50:00.000-07:00</published><updated>2010-06-24T06:02:07.311-07:00</updated><title type='text'>پرگار: جنبش سبز و جنبش زنان و فمینیسم اسلامی</title><content type='html'>&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;تماشای تلویزیون بی بی سی این روزها بخشی از عادات روزانه من شده. دو برنامه متوالی &lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;پرگار &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;از این تلویزیون به مسائل خانم ها اختصاص داشت: &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/tv/2010/06/100608_ptv_pargar_06.shtml"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;جنبش سبز و جنبش زنان&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt; و &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/tv/2010/02/000000_ptv_pargar.shtml"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;فمینیسم اسلامی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;. میهمانان هر دو برنامه فقط خانم ها بودند: در  برنامه&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;جنبش سبز و جنبش زنان خانم ها زیبا میر حسینی، شادی صدر، آزاده حسینی و نرگس توسلیان و در برنامه فمینسیم اسلامی خانم ها زیبا میر حسینی، شادی صدر، معصومه فرجی و مسیح علی نژاد شرکت داشتند.&lt;/span&gt;&lt;div&gt;  &lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;با تمام احترامی که برای خانم صدر بخاطر تلاش های خستگی ناپذیرشان در زمینه حقوق بشر قائلم، برخی از سخنانشان در این دو برنامه را کمی عجیب یافتم. گاهی به نظر میرسید که هدف ایشان در بحث پیش از اینکه روشنگری باشد اصرار به رأی از طریق مخالفت بی دلیل با دیگران و در مواردی اتهام زنی بی اساس بود. مثلاً در برنامه فمینیسم اسلامی، خانم صدر در دقیقه 37:35 خطاب به خانم علی نژاد-که بر لزوم استفاده از گفتمانی برای جذب تمام مردم ایران، اعم از سنتی و غیر سنتی، تأکید میکرد-گفت:  «اشکال شما اینه که اتفاقاً گفتار اسلام سیاسی و بنیادگرایی اسلامی رو میگیرین، درونی میکنین و دارین بازتولید میکنین». معنای این حرف دقیقاً چیست؟ آیا خانم صدر میگوید که خانم علی نژاد نوع بزک کرده ای از بنیاد گرایی اسلامی را عرضه میکند؟ سخن خانم علی نژاد به نظر میرسد که تنها ناظر به لزوم مشارکت آحاد ملت در جنبش زنان باشد، بنابراین این تشخیص خانم صدر بر چه مبنایی صورت گرفته است؟ ولی اگر هم سخن خانم صدر درست باشد، آیا تفکر عمیق درباره باور های مذهبی (درونی کردن) و ارائه خوانشی جدید (بازتولید) به خودی خود چیز بدی است؟ یا این گفنهِ خانم  صدر صرفاً به نیت اقامه اتهامی برای مرعوب کردن مخاطب بیان شده است؟&lt;/span&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;در برنامه «جنبش سبز و جنبش زنان» هم چیزهای جالبی از خانم صدر می شنویم. ایشان در پاسخ به خانم توسلیان که نگران خرد شدن آرمان جنبش سبز به اهدافِ گروهیِ فعالان جنبش های مختلف است در دقیقه 16:34 میگوید: «اول شما به این سوال جواب بدین که چرا کارگر ها...یا معلمین انقدر در جنبش سبز مشارکت ندارند؟ چون خودشون رو توش نمی بینند». خانم صدر خود را سخنگوی زنانی میدانند که شجاعانه در صف اول جنبش سبز بوده اند و با تکیه بر این موقعیت، حضور کارگران و معلمین در جنبش سبز را با حضور خانم ها مقایسه میکنند و با استناد به پیش فرضی سست، نتیجه ای سست تر میگیرند. واضح است که معلمین و کارگران، مثل خانم ها جنسیتی متفاوت از مردان نیستند که ظاهر متفاوتشان در تجمعات و تظاهرات اعتراض آمیز ردیابی میزان حضورشان در جنبش سبز را امکانپذیر کند، بنابراین بیان اینکه این دو گروهِ صنفی در جنبش سبز غایب هستند ادعایی است که بی پایه به نظر میرسد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;سوال دیگری که در این رابطه میتوان پرسید اینست که جنبش سبز اصولاً چیست و چگونه بوجود آمد؟ آیا غیر از اینست که جمع کثیری از مردم که به نتیجه انتخابات دهم ریاست جمهوری معترض بودند در یک اقدام خودجوش به نشانه اعتراض به خیابان ها آمدند و از آنجا که رنگ تبلیغاتی آقای موسوی را بعنوان سمبل حرکت خود انتخاب کردند «جنبش سبز» نام گرفتند؟ البته شکی نیست که مطالبات دیگری نیز به مرور به این جنبش اضافه شد که پیش از این خواسته های جنبش اصلاحات و جبهه دوم خرداد بود. حال اگر بگوییم که کارگران یا معلمین در این جنبش غایب هستند به این معناست که یا تمام کارگران و معلمین در انتخابات به آقای احمدی نژاد رأی دادند و یا اینکه مطالبات جنبش سبز خواسته آنان نیست. فرض اول که به وضوح مردود است. فرض دوم هم به این معناست که اگر خواسته های صنفی و شغلی کارگران و معلمین از طرف جنبش سبز مطرح نشود آنها نه به آزادی بیان و مطبوعات اهمیت می دهند و نه به انتخابات آزاد و باز شدن فضای سیاسی-اجتماعی، که ادعایی به غایت عجیب و غیر منصفانه است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;نکته دیگری که در این رابطه باید مد نظر داشت این است که زمانی که خواسته های بنیادین جنبش سبز محقق شود تمام گروه ها و دستجات از طریق نهادهای مدنی و اهرم های قانونی می توانند از دولت منتخب خود حقوقشان را مطالبه کنند و در این مقطع نیازی به نگارش سیاهه ای از خواسته های گروهی برای جنبش سبز نیست. تازه فایده ای هم بر این کار مترتب نیست؛ زمانی که حاکمیت این جنبش را اصولاً به رسمیت نمی شناسد و از بیخ و بن مردود و فتنه میخواند دعوا بر سر طرح مطالبات گروهی چه فایده ای جز ایجاد اختلاف بین اعضای این جنبش و تضعیف آن دارد؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;در بخشی دیگر، خانم صدر سر داده شدن شعار «برادر شهیدم، رأیتو پس میگیرم» از سوی راه پیمایان پس از فوت خانم آقا سلطان را نشان دهنده این می داند که اعضای جنبش سبز همه لزوماً بری از «ویژگی های آن جامعه مردسالار نیستند» و این نشانه ای از «نادیده گرفته شدن نقش زنان» دارد. اولاً از یک فعال پیشرو حقوق زنان مثل خانم صدر انتظار میرود که تحقق آرمان های جنبش زنان و توجه به حقوق خانم ها را فراتر از انتخاب یک شعار یک خطی-آن هم در آن شرایط بحرانی-ببینند. با اینکه تلاش ایشان در احقاق حقوق حقّه خانم ها بدون شک قابل تقدیر است، تمرکز بر مسائل شعاری (به معنای واقعی کلمه) از ایشان تصویر شخصی سطحی و ظاهربین خواهد ساخت که در میانه دعوا مشغول تعیین نرخ است و از اهداف عمیق تر جنیش سبز غافل مانده است. از این گذشته وقتی که این شعار سر داده میشد، در بسیاری از موارد صدای خانم ها &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=O-ha8NrexQA"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;از آقایان بلندتر بود&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;، و ظاهراً خانم هایی که در بطن حوادث بودند بر خلاف خانم صدر اعتراض به وضع موجود را بر سهم خواهی ارجح میدیدند و ترجیح دادند که بجای نگرانی حقِ خود، فریاد رسای هموطن مظلوم خود باشند. شاید خِرَدِ جمعیِ بانوان ایرانی از تحلیل های حسابگرانه و فرصت طلبانه برخی فعالان اجتماعی سبقت گرفته و دریافته که اگر هرکدام از ما زبان گویای دیگری باشیم حتی اگر هیچکدام در انتها به حقمان نرسیم یکپارچه گی و اتحادی که در این مسیر بدست می آوریم از احقاق تمام آن حقوق با ارزش تر خواهد بود. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;ایشان در ادامه و در پاسخ به آقای کریمی که میپرسند آیا صحیح است که در یک جنبش دموکراسی خواهی وسیع اجتماعی به این شکل به دنبال سهم زن یا مرد بود (نقل به مضمون) میگویند:  «قطعاً. هر نوع حرکت سیاسی بر مبنای سهم خواهیست، شما همه جای دنیا می بینید که حتی احزاب سهم خود را مشخص میکنند...وگرنه در انتها کرسی های پارلمان چگونه تقسیم خواهد شد». این به نظر من غم انگیز ترین سخن خانم صدر در این میزگرد است. مقایسه زن و مرد با احزاب سیاسی که مدام در جنگ قدرت هستند ظلم به هر دو جنس است. دلزده گان از زشتی های سیاست به خوبی میدانند که معنی این سخن خانم صدر چیست. یعنی تابحال نبرد های غیر اخلاقی احزاب سیاسی برای کسب قدرت کم بود، در آیندهِ موردِ نظرِ خانم صدر جنگ قدرتِ خانم ها و آقایان هم به آن اضافه خواهد شد. ایکاش خانم صدر بجای افتادن از آن سوی بام به فکر یافتن راهکارهایی برای تقویت عشقی که باید بین زن و مرد وجود داشته باشد می بودند و اصلاح قوانین مدنی را ورای قدرت گرفتن خانم ها در یک جنگ فرضی، و در مسیر استحکام این عشق، تحکیم بنیان خانواده و تقویت حضور زن در عرصه جامعه می دیدند. باور کنید صلاح نیست که زمین بازی های زشت سیاسی را به جمع خانواده ها نیز گسترش دهیم. گمان دارم که قاطبه خانم های ایرانی هم با پیگیری حقوق حقّه شان به دنبال شانسی مساوی برای ساختن دنیای خود، خانواده و کشورشان هستند و نه ورود به یک زورآزمایی سیاسی با مردان.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;نکته جالب دیگری هم که من در این دو میزگرد مشاهده کردم بی توجهی میهمانان به نقش مجری و قطع مکرر سخنان یکدیگر بود، تو گویی که بسیاری از اختلافات کهنه در برابر دوربین مجال بروز یافته بودند. البته لازم به ذکر نیست که مراعات آداب گفتن و شنیدن بدون شک به استقرار گفتمان های سازنده و نهادینه کردن اصل مشورت کمک خواهد کرد و این بیش از مردم عادی برای فعالان فرهنگی و اجتماعی ضروریست تا با تفاهم فکری امکان تحکیم اقدامات گروهی فراهم آید و تشتّت و اختلافات بی مورد فعالیت های مهم حقوق بشری را تضعیف نکند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: large;"&gt;با آرزوی اینکه فعالان پیشرو اجتماعی ما بتوانند با ژرف اندیشی و خردمندی، بصیرت لازم برای راهبری این جنبش عظیم و خطیر را بازیابند، از کوته نگری بپرهیزند و هدف خود در پیگیری حقوق یک گروه، صنف یا جنس خاص را  بخشی از یک رسالت بزرگتر که تأمین منافع عموم مردم ایران است ببینند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-4686351557864488919?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/4686351557864488919/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=4686351557864488919&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/4686351557864488919'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/4686351557864488919'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2010/06/blog-post.html' title='پرگار: جنبش سبز و جنبش زنان و فمینیسم اسلامی'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-8066199179693369373</id><published>2010-05-09T19:52:00.000-07:00</published><updated>2010-05-09T20:22:52.354-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فیلمی خوش ساخت از کارگردان جوان پویا منوچهری'/><title type='text'>Revival the movie</title><content type='html'>&lt;object width="320" height="266" class="BLOG_video_class" id="BLOG_video-1b52377ff28645ae" classid="clsid:D27CDB6E-AE6D-11cf-96B8-444553540000" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0"&gt;&lt;param name="movie" value="http://www.youtube.com/get_player"&gt;&lt;param name="bgcolor" value="#FFFFFF"&gt;&lt;param name="allowfullscreen" value="true"&gt;&lt;param name="flashvars" value="flvurl=http://v24.nonxt7.googlevideo.com/videoplayback?id%3D1b52377ff28645ae%26itag%3D5%26app%3Dblogger%26ip%3D0.0.0.0%26ipbits%3D0%26expire%3D1330127918%26sparams%3Did,itag,ip,ipbits,expire%26signature%3D59D82C622194D7D601900C1937C8DF1343AE9A8E.4ED883C34B1B2D98144CEF35834F9073A3327761%26key%3Dck1&amp;amp;iurl=http://video.google.com/ThumbnailServer2?app%3Dblogger%26contentid%3D1b52377ff28645ae%26offsetms%3D5000%26itag%3Dw160%26sigh%3DbbMwaSI8Ros4b_rLiCXJIRxRCEA&amp;amp;autoplay=0&amp;amp;ps=blogger"&gt;&lt;embed src="http://www.youtube.com/get_player" type="application/x-shockwave-flash"width="320" height="266" bgcolor="#FFFFFF"flashvars="flvurl=http://v24.nonxt7.googlevideo.com/videoplayback?id%3D1b52377ff28645ae%26itag%3D5%26app%3Dblogger%26ip%3D0.0.0.0%26ipbits%3D0%26expire%3D1330127918%26sparams%3Did,itag,ip,ipbits,expire%26signature%3D59D82C622194D7D601900C1937C8DF1343AE9A8E.4ED883C34B1B2D98144CEF35834F9073A3327761%26key%3Dck1&amp;iurl=http://video.google.com/ThumbnailServer2?app%3Dblogger%26contentid%3D1b52377ff28645ae%26offsetms%3D5000%26itag%3Dw160%26sigh%3DbbMwaSI8Ros4b_rLiCXJIRxRCEA&amp;autoplay=0&amp;ps=blogger"allowFullScreen="true" /&gt;&lt;/object&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-8066199179693369373?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/8066199179693369373/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=8066199179693369373&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/8066199179693369373'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/8066199179693369373'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2010/05/revival-movie.html' title='Revival the movie'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-5803635274763619418</id><published>2010-04-01T20:35:00.000-07:00</published><updated>2010-04-01T20:43:02.777-07:00</updated><title type='text'>چه بگویم...</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;.....&lt;br /&gt;چه بگویم؟ هیچ&lt;br /&gt;جوی خشکیده ست و از بس تشنگی دیگر&lt;br /&gt;بر لب جو، بوته های بارهنگ و پونه و خطمی&lt;br /&gt;خوابشان برده ست.&lt;br /&gt;با تنی بی خویشتن، گویی که در رؤیا&lt;br /&gt;می بردشان آب، شاید نیز&lt;br /&gt;آبشان برده ست&lt;br /&gt;بعزای عاجلت ای بی نجابت باغ!&lt;br /&gt;بعد از آنکه رفته باشی جاودان بر باد،&lt;br /&gt;هر چه هر جا ابر خشم از اشک نفرت باد آبستن.&lt;br /&gt;همچو ابر حسرت خاموشبار من.&lt;br /&gt;ای درختان عقیم ریشه تان در خاکهای هرزگی مستور!&lt;br /&gt;یک جوانه ارجمند از هیچ جاتان رست نتواند.&lt;br /&gt;ای گروهی برگ چرکین تار چرکین پود،&lt;br /&gt;یادگار خشکسالیهای گرد آلود،&lt;br /&gt;هیچ بارانی شما را شست نتواند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهدی اخوان ثالث&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-5803635274763619418?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/5803635274763619418/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=5803635274763619418&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/5803635274763619418'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/5803635274763619418'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2010/04/blog-post.html' title='چه بگویم...'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-1131989215264204177</id><published>2010-03-20T04:57:00.000-07:00</published><updated>2010-03-20T05:15:50.412-07:00</updated><title type='text'>سال نو مبارک</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;سال سختی بود. خیلی سخت. آینده چندان بهتری هم در چشم انداز نیست. ولی یک چیز را میدانم. در میانه این طوفان های سهمگین درس های ارزشمندی برای ما ایرانیان هست. درس هایی که کلید ساختن ایران رویایی ما خواهند بود. اینکه هرکه لبخند میزند دوست نیست و هرکه تلخ میگوید دشمن نه. اینکه دوست را باید به رفتار شناخت نه به ادعا. اینکه برای آزادی تن اول باید نگاه آزاد شود. اینکه سرنوشت همه ما ایرانیان به یکدیگر گره خورده است و هیچ گروهی از ظلمی که بر دیگری میرود بی نصیب نخواهد بود.&lt;br /&gt;سال نو مبارک&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-1131989215264204177?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/1131989215264204177/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=1131989215264204177&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/1131989215264204177'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/1131989215264204177'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2010/03/blog-post.html' title='سال نو مبارک'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-1453235261671463703</id><published>2010-01-10T12:07:00.000-08:00</published><updated>2010-07-18T16:34:59.687-07:00</updated><title type='text'>پیام 20 دی ماه 1388 خورشیدی بیت عدل اعظم خطاب به بهائیان ایران</title><content type='html'>&lt;span class="Apple-style-span"   style="  color: rgb(34, 34, 34); line-height: 18px; -webkit-border-horizontal-spacing: 2px; -webkit-border-vertical-spacing: 2px; font-family:Arial, sans-serif;font-size:12px;"&gt;&lt;p dir="rtl" style="margin-top: 1em; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl; "&gt;&lt;span style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; line-height: 14px;   font-family:Tahoma, sans-serif;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;۱۱&lt;/span&gt;&lt;span style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;شهرالشّرف&lt;/span&gt;&lt;span style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;۱۶۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; line-height: 14px;   font-family:Tahoma, sans-serif;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="margin-top: 1em; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span dir="rtl" style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; "&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; line-height: 14px;   font-family:Tahoma, sans-serif;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span dir="rtl" style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; "&gt;&lt;/span&gt;۱۰ ژانویه ۲۰۱۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; line-height: 14px;   font-family:Tahoma, sans-serif;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="margin-top: 1em; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl; "&gt;&lt;span style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; line-height: 14px;   font-family:Tahoma, sans-serif;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;یاران و یاوران ممتحن جمال اقدس ابهی در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; line-height: 14px;   font-family:Tahoma, sans-serif;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="margin-top: 1em; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl; "&gt;&lt;span style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; line-height: 14px;   font-family:Tahoma, sans-serif;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;ای حبیبان باوفا،&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; line-height: 14px;   font-family:Tahoma, sans-serif;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="margin-top: 1em; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: justify; unicode-bidi: embed; direction: rtl; "&gt;&lt;span style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; line-height: 14px;   font-family:Tahoma, sans-serif;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;با نزدیک شدن موعد مقرّر برای محاکمۀ اعضای محترم سابق هیئت یاران، چند ‌روزی است که بعضی از مسئولین امور اظهار می‌دارند که دست‌گیری ده نفر از بهائیان در روز ۱۳ دی ۱۳۸۸ به دلیل بهائی بودن آنها نیست بلکه به علّت سهیم بودن در سازمان‌دهی وقایع روز عاشورا بوده است.&lt;/span&gt;&lt;span style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;قاطبۀ ملّت شریف ایران، مردم جهان و جامعۀ بین‌المللی با ماهیّت عقاید و رفتار بهائیان و تاریخ روشن آیین بهائی آشنا هستند و به بی‌اساس بودن این ادّعا‌ واقفند.&lt;/span&gt;&lt;span style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;این دوست‌داران عدل و انصاف شهادت می‌دهند که بهائیان در هر کشوری که ساکن باشند برای پیشبرد رفاه و سعادت آن سرزمین دوش به دوش هم‌وطنان خود می‌کوشند، با توسّل به قانون برای حفظ حقوق خود و دیگران اقدام می‌کنند، در همۀ احوال به ذیل درست‌کاری و صداقت متشبّث‌اند، از ستیزه‌جویی و خشونت پرهیز دارند و از هر نوع جبهه‌گیری سیاسی دوری می‌جویند.&lt;/span&gt;&lt;span style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;ولی متأسّفانه کسانی که تضییقات شدید مذهبی چشم بصیرت‌شان را نابینا ساخته با دسیسه‌بازی تهمت‌های ناروا بر شما وارد می‌سازند تا اقدامات ظالمانۀ خود را در مقابل ملّت ایران توجیه نمایند، غافل از آنکه این کار عاقبت ثمری جز بی‌اعتباری عاملین آن نخواهد داشت.&lt;/span&gt;&lt;span style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;تسلّی قلب این جمع در آن است که شما عزیزان به رموز و سنن الهیّه واقفید، امور را در ید قدرت او می‌بینید و با قوای روحانی منبعث از این بینش قادرید ورای این ظلم و عدوان بنگرید و با ثبوت و رسوخی که تحسین عالمیان را برانگیخته با رعایت حکمت به انجام وظایف خود قائم باشید.&lt;/span&gt;&lt;span style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;با قلوبی پر از محبّت و با رضایت از یکایک شما عزیزان دست دعا به آستان ملیک متعال بلند کرده حفظ و صیانت شما و موفّقیّت آن دل‌دادگان ثابت‌قدم را در پیشبرد مصالح امر الله و خدمت به هم‌وطنان عزیز سائلیم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; line-height: 14px;   font-family:Tahoma, sans-serif;font-size:10pt;"&gt;&lt;p align="right" style="margin-top: 1em; margin-right: 0px; margin-bottom: 1em; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; text-align: right; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span dir="ltr" style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; "&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px;  "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span dir="ltr" style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; "&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px;  font-family:tahoma, arial, helvetica, sans-serif;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;[&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; "&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;امضا: بیت العدل اعظم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span dir="ltr" style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; "&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" style="margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; "&gt;&lt;/span&gt;]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-1453235261671463703?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/1453235261671463703/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=1453235261671463703&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/1453235261671463703'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/1453235261671463703'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2010/01/20-1388.html' title='پیام 20 دی ماه 1388 خورشیدی بیت عدل اعظم خطاب به بهائیان ایران'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-3975907902329469533</id><published>2010-01-03T12:36:00.000-08:00</published><updated>2010-01-03T12:37:34.810-08:00</updated><title type='text'>بهاییان زندانی را آزاد کنید!</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal" align="right" style="text-align:right"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="mso-bidi-language:FA"&gt;همه با هم، یکصدا و مصمم، درخواست آزادی بهاییان زندانی را فریاد کنیم! دشمنی بی دلیل حاکمیت با بهاییان را به چالش بکشیم! هم صدا از حاکمیت بپرسیم که اگر بیش از سی سال برای اتهامات بهاییان مدرکی پیدا نشده، نزدیک به دو سال مدیران این جامعه را به چه جرمی محبوس کرده اید؟ اگر مدرک و شاهدی هست چرا دادگاهشان را دائماً به تعویق می اندازید؟ کدام خوانش از اسلام اجازه چنین رفتاری را با اقلیتی بی دفاع و بی گناه می دهد؟!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" align="right" style="text-align:right"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="mso-bidi-language:FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" align="right" style="text-align:right"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="mso-bidi-language:FA"&gt;اگر با شجاعت و اتحاد از مجید توکلی ها حمایت کردیم و همه ندا و سهراب شدیم، امروز وقت آنست که همبستگی خود را در دفاع از هموطنان بهایی مان نشان دهیم. وقت آنست که با آنچه از کورش کبیر در رگ هایمان به جا مانده چشم جهانیان را خیره کنیم. نشان دهیم که دروغ های حاکمیت درباره بهاییان را چون دروغ های دیگرشان&lt;span style="mso-spacerun:yes"&gt;  &lt;/span&gt;رنگ باخته میدانیم. نشان دهیم که برای رسیدن به ایرانی آزاد همه ایرانیان را آزاد می خواهیم. فریاد کنیم که اگر تا محاکمه جمع یاران ایران—مدیران جامعه بهایی ایران—تنها چند روز باقی مانده، آزادیشان مدتهاست که دیر شده است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" align="right" style="text-align:right"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="mso-bidi-language:FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" align="right" style="text-align:right"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="mso-bidi-language:FA"&gt;از تمام هم وطنانم میخواهم که این نوشته را تا تاریخ 22 دیماه که محاکمه یاران ایران برگزار خواهد شد در بلاگ ها و سایت هایشان قرار دهند و بدین وسیله همراهی و حمایتشان را از بهاییان ایران اعلام کنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" align="right" style="text-align:right"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="mso-bidi-language:FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" align="right" style="text-align:right"&gt;&lt;span lang="FA" dir="RTL" style="mso-bidi-language:FA"&gt;پاینده ایران&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-3975907902329469533?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/3975907902329469533/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=3975907902329469533&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/3975907902329469533'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/3975907902329469533'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2010/01/blog-post.html' title='بهاییان زندانی را آزاد کنید!'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-5616394519389579121</id><published>2009-08-10T11:11:00.000-07:00</published><updated>2009-10-19T03:53:10.146-07:00</updated><title type='text'>بهاییان چگونه به آزادی ایران کمک میکنند؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;link rel="File-List" href="file:///C:%5CUsers%5CShahin%5CAppData%5CLocal%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;    &lt;w:usefelayout/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:Batang; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-alt:바탕; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;} @font-face 	{font-family:"\@Batang"; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0in; 	margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:Batang;} @page Section1 	{size:8.5in 11.0in; 	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; 	mso-header-margin:.5in; 	mso-footer-margin:.5in; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; 	mso-para-margin:0in; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="margin-right: 0.25in; text-align: right; line-height: 150%;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;دوست عزیزی در واکنش به &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;a href="http://tarheeno.blogspot.com/2009/06/blog-post_26.html"&gt;پیام دوم تیرماه مرکز جهانی بهایی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;a href="http://tarheeno.blogspot.com/2009/06/blog-post_26.html"&gt; &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;در ارتباط با حوادث اخیر ایران، نظر زیر را در این بلاگ ابراز کرده بودند:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="margin-right: 0.25in; text-align: right; line-height: 150%;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="margin-right: 0.25in; text-align: right; line-height: 150%;" align="right"&gt;&lt;i&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;این مسخره‌ترین چیزی است که می‌توان متصور شد. اگر بهائیان در جنبش آزادیخواهی مردم ایران هیچ شرکتی نداشته باشند و خود را از امور سیاسی دور نگاه دارند فردا که در ایران اوضاع تغییر کرد نمی‌‌توانند توقع داشته باشند که از حقوق برابر شهروندی برخوردار باشند. حزن و اندوه فراوان بدون عمل به چه درد مردم ایران که فوج فوج کشته و دستگیر میشودند دارد؟ چگونه ایران قرار است مرکز نور شود اگر همه ایرانیها بهائی و غیر بهائی برای آزادی و عدالت و دمکراسی تلاش نکنند ؟&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="margin-right: 0.25in; text-align: right; line-height: 150%;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="margin-right: 0.25in; text-align: right; line-height: 150%;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="margin-right: 0.25in; text-align: right; line-height: 150%;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;بد ندیدم که پاسخ به این دوست عزیز را با دیگر عزیزانی که ممکن است ابهامات مشابهی در ذهن داشته باشند نیز در میان بگذارم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="margin-right: 0.25in; text-align: right; line-height: 150%;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="margin-right: 0.25in; text-align: right; line-height: 150%;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;دوست عزیز ناشناس؛&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="margin-right: 0.25in; text-align: right; line-height: 150%;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;نوع مشارکت بهاییان در جنبش آزادیخواهی ایران برای بسیاری از هموطنان که با آموزه ها و فعالیت های بهاییان آشنایی ندارند غالباً مبهم و نامأنوس است. البته جنبش آزادیخواهی مردم ایران پس از انتخابات اخیر آغاز نشده که با اندازه گیری مشارکت بهاییان در راه پیمایی ها و اعتراضات بخواهیم میزان همراهی آنان را با این جنبش بسنجیم. این جنبش زمانی آغاز شد که سید علی محمد باب ندای ترک تقالید و تعصبات سر داد و ایرانیان را به تکیه بر عقل و فکر خویش و جستجوی مستقل حقیقت فراخواند. زمانی که طاهره قرة العین جانش را بر سر احقاق حقوق زنان گذاشت و زمانی که بهاء الله به پیشوا و منادی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;راستین تحمل و مدارا و وحدت در کثرت تبدیل شد. &lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;بهاییان از همان زمان که بخاطر اعتقاد به این آموزه ها و تلاش برای گردآوری ابناء بشر زیر چتر انسانیت و تحقق جدایی دین از سیاست سینه به گلوله سپردند و &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;سر به دار شدند&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;منادی آزادی ایران و ایرانی بودند. اگر &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;جنبش آزادیخواهی مردم ایران برای شما دوست ارجمند پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری شروع شده، برای بهاییان داستانی صد و شصت ساله است. ولی بهاییان در این مسیر هیچگاه ایرانیان را بخاطر سکوت در برابر &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;"&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt; فوج فوج کشته و دستگیر" شدنشان به سیاق شما تهدید نکردند که: " فردا که در ایران اوضاع تغییر کرد نمی‌‌توانند توقع داشته باشند که از حقوق برابر شهروندی برخوردار باشند&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;". اگر بهاییان ظلم و شکنجه و تبعیض را به جان خریدند و از عقایدشان عقب ننشستند به خاطر عشق به شما دوست ناشناس و دیگر هموطنان آشنا و ناشناس بوده، نه به نیت سهم خواهی و منافع احتمالی آینده. شما در&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;هیچکدام از پیام های بیت العدل چیزی جز تکرار ترجیع بند "خدمت به وطن" و "همیاری با هموطن" و استقامت و دعا نمی بینید. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="margin-right: 0.25in; text-align: right; line-height: 150%;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="margin-right: 0.25in; text-align: right; line-height: 150%;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;دوست عزیز ناشناس؛&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="margin-right: 0.25in; text-align: right; line-height: 150%;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اگر در فردای ایران که به قول شما "اوضاع تغییر کرد" باز هم بنا باشد که عده ای بر اساس تصورشان از میزان مشارکت گروه ها به آنها سهم بدهند و هر که را که بخواهند محروم کنند مطمئن باشید که اوضاع چندان تغییر نکرده و ایران ما فرق زیادی با آنچه امروز هست نخواهد داشت. ایران فقط زمانی تغییر خواهد کرد که ایرانیان بیاموزند بر اساس احساسات لحظه ای و فضایِ تندِ زود گذر تصمیم نگیرند و قضاوت نکنند. اینگونه نباشد که سی سال نسبت به&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;ظلم به هموطن شان بی اعتنا باشند ولی به طرفة العینی مسحور عظمت موجِ برخاسته شوند و چشم بر فداکاریها و پایداریهای کسانی که در این سی سال برای آزادی ایران آهسته و پیوسته قدم برداشتند ببندند. دیر آمده، زود نخواهند بروند و تا چند راهپیمایی و تظاهرات را دیدند به دنبال خط و مرز کشیدن و تهدید کردن نباشند. از هیچکس بت نسازند که بعد سرخورده شوند. با کسی بی دلیل دشمنی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;نکنند که بعد خجل باشند. قانون را فصل الخطاب بدانند و حتی خودشان را مستثنی نکنند. از تاریخ درس بگیرند و نگذارند که امواج خروشان اعتراضات مردمی آنان را به ورطه اشتباهات گذشته بیندازد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="margin-right: 0.25in; text-align: right; line-height: 150%;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="margin-right: 0.25in; text-align: right; line-height: 150%;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;با آرزوی موفقیت برای شما دوست خوب و تمام هموطنان آزادیخواهم&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-5616394519389579121?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/5616394519389579121/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=5616394519389579121&amp;isPopup=true' title='5 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/5616394519389579121'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/5616394519389579121'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2009/08/blog-post.html' title='بهاییان چگونه به آزادی ایران کمک میکنند؟'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>5</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-1890718684046149438</id><published>2009-07-11T09:03:00.000-07:00</published><updated>2009-07-11T09:08:02.646-07:00</updated><title type='text'>بهائی ها پیشمرگ ناراضیان سیاسی (از رضا فانی یزدی)</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="line-height: 14pt; color: rgb(0, 0, 0);font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;شعبه 28 دادگاه انقلاب دو روز دیگر محاکمه ی 7 تن از اعضای محفل ملی بهائیان در ایران را آغاز می کند. شعبه 28 دادگاه انقلاب همان دادگاهی است که خانم رکسانا صابری را به اتهام جاسوسی به 8 سال زندان محکوم نمود و باز به همان شیوه ی تشریفاتی پیروی از دستور بالا، ایشان را پس از باصطلاح تجدید نظر آزاد نمود. بیم آن می رود که اینبار این دادگاه به گونه ای تشریفات مقدماتی سرکوب گسترده ی دستگیرشدگان تظاهرات اعتراضی اخیر را فراهم آورد و این هموطنان بهائی، گرچه از سیاست دوری می جویند، اینبار نیز قربانی طلایه ی سرکوب شدید مخالفین سیاسی باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گروه یاران ایران که فعالیت‌های اداری جامعهٔ بهائی را در غیاب محفل روحانی ملی به عهده دارند، عبارتند از فریبا کمال‌آبادی طائفی، جمال‌الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی، وحید تیزفهم و مهوش ثابت قرار است روز 11 ژوئیه محاکمه شوند. برگزاری این محاکمه در چنین شرایط متشنج داخلی پس از حوادث خونین انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و عصبیت مقامات حکومت جمهوری اسلامی ایران بسیار نگران کننده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="line-height: 14pt; color: rgb(0, 0, 0);font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;&lt;br /&gt;اعضای جامعه بهائیت در طول 150 سال گذشته از ابتدای موجودیت دیانت بابی و بهائی همیشه همچون مرغی در هر دو مجلس عزا و عروسی قربانی شده و پیشمرگ سرکوب های گسترده تر اجتماعی بوده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرکوب وحشیانه بابی ها و پس از آن کشتار و طرد جامعه بهائی در دوران مشروطیت سرآغاز سرکوب در جامعه ایران بود که در پی آن دامن بسیاری از روشنفکران و مصلحین اجتماعی و دینی در جامعه غیربابی و غیربهائی را نیز گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;استبداد قاجار برای ایجاد رعب و وحشت و سرکوب کردن هرگونه اعتراض اجتماعی، پیروان دیانت نوظهور بابی را با بدنهای شمع آجین شده در خیابانها در مقابل چشم مردم به نمایش می گذاشت. شاید این در تاریخ کشور ما اولین بار بود که شکنجه در چنین ابعادی در مقابل چشم مردم و در انظار عمومی در خیابانهای مملکت به نمایش گذاشته می شد و مردم نیز تشویق به مشارکت در این عمل پلید غیرانسانی می شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدنهای شمع آجین شده بابی ها سپس بدست مردم تحریک شده از صنف های گوناگون سپرده می شد تا آنها را قطعه قطعه کنند و بر سر دروازه های شهر آویزان کرده و یا در خندق های اطراف شهر انداخته تا خوراک حیوانات گردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;استبداد قاجار با نمایش دادن چنین صحنه های فجیع و هولناک نه فقط به ایجاد رعب و وحشت می پرداخت، و نه تنها مردم ناآگاه و تحریک شده را به مشارکت در شکنجه و جنایت خود تشویق می کرد، بلکه زمینه های سرکوب بعدی منورالفکرهای دوران مشروطیت را فراهم می آورد. مملکتی که در آن صدها و هزاران بابی به فجیع ترین شیوه های غیرانسانی قتل عام شده و بدنشان قطعه قطعه می شد طبیعی بود که به اعدام چند منورافلکرو چند روحانی و طلبه ی مصلح دینی و اجتماعی کمترین حساسیتی نشان نخواهد داد. بستن روزنامه و مجله که دیگر هیچ به نظر نمی آمد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باز در انقلاب بهمن 57 برای بار دیگر این تراژدی تاریخی دوباره تکرار شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینبار نیز بهائی ها اولین قربانیان و پیشمرگه های قربانیان بعدی شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جامعه ی منقلب و متاثر از انقلاب کمترین توجهی به اعدام بهائی ها و آزار و اذیت جامعه ی بهائی ایران، که بزرگترین اقلیت دینی کشور را تشکیل می دهد، نداشت. حکومت اسلامی همه ی اعضای محفل ملی جامعه ی بهائیت ایران را در کشور برای چندین بار متوالی اعدام کرد. اعضای محافل محلی بهائی نیز در بسیاری ازشهرهای کشور دستگیر شده و تعدادی از آنها اعدام شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تمام پیروان دیانت بهائی بدون استثنا از شغل های دولتی و اداری اخراج شدند، ازتحصیل در دانشگاههای کشور محروم گشتند، و در محل کار و زندگی خود مورد اذیت و آزارهای مکرر از طرف مقامات حکومتی و مردم تحریک شده ی ناآگاه قرار گرفتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بی توجهی جامعه، روشنفکران و فعالین سیاسی و اجتماعی کشور به نقض آشکار حقوق بشری جامعه ی بهائی ایران در فرصت کوتاهی دامن خود آنها را گرفت. حکومتی که پیش از این کشتار بهائیان را به اتهام جاسوسی توجیه کرده بود، اینبار به راحتی می توانست کشتار دیگر شهروندان را به اتهام های واهی از همان دست توجیه نماید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مدت کوتاهی پس از زندانی کردن و اعدام تعداد زیادی از افراد بهائی و سرکوب و به حاشیه راندن جامعه ی بهائی، موج اعدام و سرکوب و شکنجه به هزاران مخالف و دگراندیش دیگر در سراسر کشور سرایت کرده و زندانهای کشور مملو از مخالفان و ناراضیان و دگراندیشان شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قبرستانهایی که در ابتدا تحت عنوان «لعنت آباد» برای دفن اجساد بهائی ها در گوشه و کنار شهرها در سراسر کشور بنا شده بود، حالا آغوشش برای دیگر فرزندان کشور نیز باز می شد. اگر تا دیروز بهائی ها به عنوان جاسوس اسرائیل به اعدام محکوم شده و در قطعه های گمنام در گوشه و کنارشهرهای کشور به خاک سپرده می شدند، اینبار در کنار آنها هزاران جوان و نوجوان دختر و پسر ایرانی دیگر نیز به اتهام جاسوسی برای غرب و شرق به سینه ی خاک سپرده می شدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به قدرت رسیدن احمدی نژاد در دوره نهم ریاست جمهوری و به همراه آن تثبیت موقعیت باند مافیایی انجمن حجتیه بار دیگر مقدمات تدارک دوره ی جدیدی از سرکوب ناراضیان و فعالان سیاسی و دگراندیشان در کشور را فراهم آورد. در این دوره نیز جامعه ی بهائی ایران باز نقش پیشمرگه را داشته و دارد. تعداد زیادی از اعضای این جامعه دستگیر شده اند، اذیت و آزار پیروان دیانت بهائی شدت یافته و نهایتا رهبران و اعضای محفل ملی جامعه ی بهائی ایران – یاران ایران - به اتهام جاسوسی دستگیر شدند که همچنان در زندان بسر می برند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینبار نیز چنانکه تاریخ گواه است، دامنه ی سرکوب در محدوده ی جامعه بهائی باقی نمی ماند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این روزها شاهد آن هستیم که حتی بسیاری از خودی های دیروز به اتهام جاسوسی و تدارک انقلاب مخملی دستگیر شده، تحت شکنجه قرار گرفته و بقول مسئولان حکومتی «داوطلبانه» در مصاحبه های تلویزیونی به جاسوسی و براندازی اعتراف می کنند. جالب اینجاست که در میان آنها افرادی که در گذشته دارای رده های بالای دولتی بوده اند، از جمله معاون رئیس جمهور، اعضای هیات دولت، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مشاور رئیس جمهور در دوره های پیش به چشم می خورند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;دادگاه رهبران بهائی&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیم آن می رود که این دادگاهی که برای رهبران بهائی تدارک دیده شده و حکم های سنگینی که احتمالا صادر خواهد شد، مقدمه ی دادگاه ها و صدور احکام سنگین برای دیگر دستگیرشدگان اعتراضات اخیر باشد. اینبار اتهام بهائی ها دیگر فقط جاسوسی نیست، تروریسم هم به آن افزوده شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روز گذشته در سایت تابناک* متعلق به سردار محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در مطلبی که به تراوشات مغز معلول حسین شریعتمداری، نماینده ی رهبر در کیهان و بازجوی مخصوص، شباهت داشت برای اولین بار از بهائی ها به عنوان "هفت تروریست بهائی که متهم به اقدامات تروریستی از جمله هدایت و رهبری بمب گذاری در حسینیه ی رهپویان شیراز و جاسوسی برای رژیم اشغالگر اسرائیل" نام برده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جالب است که در این مطلب بیشرمانه اتهام ساختگی "جاسوسی برای اسرائیل" دوباره مطرح شده و نویسنده مدعی است که افراد دستگیر شده "هیچگاه ارتباطشان را با رژیم اشغالگر اسرائیل انکار نکرده و حتی مقر اصلی شان در حیفاست."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر جرم بهائی ها اینست که مقر اصلی آنها در حیفاست و بنابراین جاسوس هستند، پس همه ی مسلمانها را نیز باید به جرم جاسوسی برای عربستان سعودی محاکمه کرد چرا که مرکز اصلی عبادی آنها کعبه در قلب عربستان سعودی است و آرزوی هرمسلمانی است که حداقل یکبار هم که شده به دیدار کعبه نائل گردد و هیچ مسلمانی هم منکر این آرزو نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درج چنین مطالبی در سایتهای وابسته به حکومت از جمله سایت محسن رضایی می تواند نشاندهنده ی عمق فاجعه ای باشد که در حال شکل گیری است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="line-height: 14pt; color: rgb(0, 0, 0);font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;(به نقل از سایت ایران امروز)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-1890718684046149438?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/1890718684046149438/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=1890718684046149438&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/1890718684046149438'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/1890718684046149438'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2009/07/blog-post.html' title='بهائی ها پیشمرگ ناراضیان سیاسی (از رضا فانی یزدی)'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-7003625464467544096</id><published>2009-06-26T16:36:00.000-07:00</published><updated>2010-07-18T16:30:25.987-07:00</updated><title type='text'>پیام بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان ایران</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;p class="MiladiDate" dir="rtl"   style="  text-align: right; line-height: 18px;font-family:sans-serif;font-size:12px;" align="left"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'Times New Roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" line-height: 28px;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;پیام بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان ایران به تاریخ 23 ژوئن برابر با دوم تیر ماه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MiladiDate" dir="rtl"   style="  text-align: right; line-height: 18px;font-family:sans-serif;font-size:12px;" align="left"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'Times New Roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" line-height: 28px;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MiladiDate" dir="rtl"   style="  text-align: right; line-height: 18px;font-family:sans-serif;font-size:12px;" align="left"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'Times New Roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" line-height: 28px;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=" line-height: 150%;  color: rgb(34, 34, 34);font-family:'Times New Roman',serif;" lang="FA"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;۱۹&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=" line-height: 150%;  color: rgb(34, 34, 34);font-family:'Times New Roman',serif;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt; شهرالنّور &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=" line-height: 150%;  color: rgb(34, 34, 34);font-family:'Times New Roman',serif;" lang="FA"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;۱۶۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style=" line-height: 150%;  color: rgb(34, 34, 34);font-family:'Times New Roman',serif;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: justify; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=" line-height: 150%;  color: rgb(34, 34, 34);font-family:'Times New Roman',serif;" lang="FA"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;۲۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=" line-height: 150%;  color: rgb(34, 34, 34);font-family:'Times New Roman',serif;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt; جون &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=" line-height: 150%;  color: rgb(34, 34, 34);font-family:'Times New Roman',serif;" lang="FA"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;۲۰۰۹&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=" line-height: 150%;  color: rgb(34, 34, 34);font-family:'Times New Roman',serif;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MiladiDate" dir="rtl"   style="  text-align: right; line-height: 18px;font-family:sans-serif;font-size:12px;" align="left"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-family:'Times New Roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style=" line-height: 28px;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"   style="margin: 12pt 0in;   text-align: right; line-height: 18px; direction: rtl; unicode-bidi: embed;font-family:sans-serif;font-size:12px;"&gt;&lt;span style=" line-height: 28px; font-family:'Times New Roman',serif;" lang="FA"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;بهائیان عزیز در کشور ایران ملاحظه فرمایند&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"   style="margin: 12pt 0in;   text-align: right; line-height: 18px; direction: rtl; unicode-bidi: embed;font-family:sans-serif;font-size:12px;"&gt;&lt;span style=" line-height: 28px; font-family:'Times New Roman',serif;" lang="FA"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;خواهران و برادران روحانی،&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;      &lt;p class="MiladiDate" dir="rtl" style="text-align: right; line-height: 150%;" align="left"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="  line-height: 28px;font-family:'Times New Roman';"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;با حزن و اندوه فراوان از وقوع حوادث اخیر در آن سرزمین مقدّس، منویّات قلبیّۀ خود را به پیروان حضرت بهاءالله ابراز می‌نماییم. سلامت و امان شما عزیزان از دیرزمان مشغلۀ ذهنی این مستمندان بوده و اکنون نگرانی امنیّت میلیون‌ها نفر زنان و مردان شریف دیگر ایران نیز بر آن اضافه گردیده است، خاصّه آنکه اغلب آنان در عنفوان جوانی بوده مشتاق شکوفایی استعدادهای وسیع و نهفتۀ خود می‌باشند. ملاحظه فرمایید که با چه سرعتی پرده‌ها برافتاد! مظالمی که طیّ سالیان دراز از طرق سازمان‌یافته و پنهان، بر بهائیان و دیگر شهروندان آن کشور وارد آمده در هفته‌های اخیر در خیابان‌های ایران در مقابل انظار جهانیان نمایان گشته است. اطمینان داریم که شما عزیزان در این ایّام نیز به آن اصل اساسی آیین بهائی که هر نوع فعّالیّت سیاسی حزبی را بر مؤمنین و مؤسّسات خود شدیداً منع می‌کند با خلوص کامل تمسّک خواهید جست. البتّه در عین حال نمی‌توانید نسبت به مشکلاتی که گریبان‌گیر هم‌وطنان عزیزتان است بی‌اعتنا باشید. استقامت در مقابل مشقّات و تضییقات بی‌شمار در طول سال‌های متمادی شما را به خوبی آماده ساخته است که در حلقۀ خویشاوندان، دوستان، آشنایان و همسایگان چون نمادی از ثبوت قد برافرازید و چون مشعلی فروزان نور امید و شفقت برافشانید. اطمینان به آیندۀ درخشان ایران را در قلوب‌تان زنده نگاه ‌دارید و بر این باور استوار مانید که سرانجام نور معرفت و دانایی غمام تیرۀ جهل و نادانی را زائل خواهد ساخت، عدالت‌خواهی و انصاف‌طلبی مردم سبب خواهد شد که از چنگ تهمت و افترا رهایی یابند، و محبّت و وداد بر نفرت و عناد چیره خواهد گشت. بهائیان ایران با سلوک و منش خود نشان داده‌اند که واکنش صحیح در مقابل ظلم نه قبول خواسته‌های سرکوب‌گران است و نه پیروی از خوی و روش آنان. نفوسی که گرفتار جور و ستم هستند می‌توانند با اتّکا به قدرتی درونی که روح انسان را از آسیب کینه و نفرت محفوظ می‌دارد و موجب تداوم رفتار منطقی و اخلاقی می‌شود، ورای ظلم و عدوان بنگرند و بر آن فائق آیند. امید آنکه این بیان حضرت عبدالبهاء در گوش‌ها طنین افکند: "ایران مرکز انوار گردد این خاک تابناک شود و این کشور منوّر گردد."&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;span style=" line-height: 150%; font-family:'Times New Roman',serif;" lang="FA"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: medium;"&gt;در اعتاب مقدّسۀ علیا به یاد شما و هم‌وطنان عزیزتان به دعا مشغولیم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-7003625464467544096?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/7003625464467544096/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=7003625464467544096&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/7003625464467544096'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/7003625464467544096'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2009/06/blog-post_26.html' title='پیام بیت العدل اعظم خطاب به بهائیان ایران'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-2637818475602055763</id><published>2009-06-19T17:14:00.000-07:00</published><updated>2009-06-19T17:23:57.588-07:00</updated><title type='text'>دعا</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;بیایید برای وطنمان و برای جوانان وطنمان دعا کنیم.&lt;br /&gt;امشب دست من بسوی آسمان خواهد بود و تا صبح برای سلامت هموطنانم دعا خواهم خواند.&lt;br /&gt;پروردگارا جوانان ما را حفظ کن.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-2637818475602055763?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/2637818475602055763/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=2637818475602055763&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/2637818475602055763'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/2637818475602055763'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2009/06/blog-post.html' title='دعا'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-6137801998603346185</id><published>2009-05-26T17:47:00.000-07:00</published><updated>2009-05-26T19:11:27.587-07:00</updated><title type='text'>آزاده بهایی (از پرهام ورقا)</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;meta equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"&gt;&lt;meta name="ProgId" content="Word.Document"&gt;&lt;meta name="Generator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;meta name="Originator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;link rel="File-List" href="file:///C:%5CUsers%5CShahin%5CAppData%5CLocal%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;    &lt;w:usefelayout/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:Batang; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-alt:바탕; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;} @font-face 	{font-family:"\@Batang"; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0in; 	margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:Batang;} @page Section1 	{size:8.5in 11.0in; 	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; 	mso-header-margin:.5in; 	mso-footer-margin:.5in; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; 	mso-para-margin:0in; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;یادم میاید زمانی که امام قطعنامه 598 را پذیرفت، پس از مدتی مبادله اسرا شروع شد. اسرای ایرانی به زیبایی "آزاده" نام گرفته بودند و بازگشت هریک از آنان دنیایی از اشک شادی و لبخند سرور به جمع خانواده ها میاورد. خبر رسید که در یکی از گروه های آزادگان که به زودی بازمیگشتند و به شهر ما تعلق داشتند جوانی بهایی نیز بود که نه سال را در زندان های مخوف صدام گذرانده بود. این خبر به سرعت بین بهاییان شهرما و شهرهای اطراف پخش شد و جمعیت زیادی از بهاییان برای استقبال از این جوان به شهر ما سرازیر شدند. بخوبی یادم هست که اتومبیل های بستگان و دوستان بهایی و غیر بهایی اتومبیل حامل این جوان آزاده را در شهر دنبال میکرد و به روش عروسیهای ایرانی صدای بوق های شادی شهر را برداشته بود. اتومبیل ها چند بار در خیابانهای شهر چرخیدند و در نهایت به خانه پدری جوان آزاده بهایی رفتند. ما هم به دشواری جای پارکی پیدا کردیم و به سمت خانه شان روان شدیم. جمعیت در داخل حیاط و بیرون آن موج میزد. بستگان و اهالی مهربان محل با پارچه های تبریک و لامپ های رنگی کوچه را آذین بسته بودند. به همراه جمعیت وارد حیاط خانه شدیم. جوان آزاده هم ظاهراً از دری دیگر وارد شد و بروی ایوان خانه آمد. فریادهای شادی و هلهله جمعیت سر به آسمان گذاشت. دوستی که بلندگویی فراهم کرده بود با کمک میکروفن صدایش را به جمعیت رساند و آنان را دعوت به سکوت کرد تا جوان آزاده بتواند چند کلمه سخن بگوید. خوب یادم هست که نور لامپ ایوان خانه که تنها منبع روشنایی بود از پشت جوان آزاده میتابید و دیدن چهره او را مشکل میکرد. تا میکروفن را بدست گرفت جمعیت ساکت شد.&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;همه بیصبرانه منتظر شنیدن صدای او بودند. جوان آزاده با صدایی خسته ولی محکم گفت: "قبل از هر چیز لازم میدانم که به روح پاک همرزمان شهیدم درود بفرستم". اولین عکس العمل به این جمله از عموی هیجانزده من در آمد که با&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;تمام قدرت فریاد زد: "درود بر شهیدان!" و به دنبال او جمعیت نیز فریاد درود بر شهیدان سر داد. شنیدن این جمله از دوست آزاده ام کمی جالب و غیرمنتظره بود. نه اینکه حرف نادرستی زده باشد؛ ما جملات اینچنینی را عادت کرده بودیم که آن روزها تنها از رسانه های گروهی بشنویم. یادم میاید که شنیدن این جمله مرا به فکر فرو برد. دوست آزاده من در جبهه های جنگ با کسانی خدمت کرده و اسیر شده بود که حالا قهرمانان ملی بودند. پس این جوان بهایی که در ایران پیرو یک فرقه ضاله و نجس به حساب میامد هم به نوعی قهرمان ملی کشورش محسوب میشد! سوالات بیشماری در ذهنم نقش بست. برخورد مسئولین با او چطور بوده؟ آیا در این نه سال از وضعیت هم کیشانش در ایران با خبر بوده؟ آیا میدانست که بسیاری از بهاییان ایران در زمان اسارت او از هست و نیست ساقط شده و یا جان خود را از دست داده بودند؟&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;آیا میدانست که خود او اگر اسیر زندان های صدام نبود ممکن بود یکی از بهاییان اعدامی بوده باشد؟ &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;فشار جمعیت مرا از افکارم بیرون کشید. سخنان جوان آزاده به پایان رسیده و به داخل خانه رفته بود. جمعیت نیزبه امید دیدارِ از نزدیکِ این جوان بطرف خانه هجوم برده و مرا هم با خود میکشاند. وارد خانه شدم. جای ایستادن نبود چه برسد به نشستن. در گوشه ای ایستادم که بتوانم جوان آزاده را ببینم. چهره تکیده اش از رنجهای نه سال گذشته نشان بسیار داشت، ولی برق ستاره آزادی را به روشنی میشد در چشمان شادش دید. پدر پیرش که نوبت گریه و خنده را فراموش کرده بود به مهمانان خوش آمد گفت و از پسرش خواست که از سالهای اسارتش بگوید. دوست آزاده من چند جمله ای گفت، پیش از آنکه موج افکار دوباره مرا با خود ببرد. این شب شاد میگذشت، ولی چه فردایی در انتظار این قهرمان بهایی بود؟ آیا کسی به او گفته بود که قهرمانی او همین چند روزه به پایان میرسد و آنچه میماند حسرت دانشگاه است و ترس و لرز کسب و کاری نصفه نیمه با آینده ای مجهول و وحشت بازداشت و زندان؟ آیا کسی به او گفته بود که در همین وطنی که برایش فداکاری کرده ممکن است بخاطر بهایی بودن دوباره سر از زندان و اسارت در آورد؟ اینکه نه به حمایت های بنیاد های رزمندگان میتواند امید داشته باشد و نه به امتیازات مخصوص آزادگان؟ نه از خانه خبری خواهد بود نه از مشاغل دولتی؟ نه میتواند نام بسیجی بخود بنهد که از عزت و احترام (و احتمالاً امتیازات) بسیجیان بهره ای ببرد، و نه انتظار درجه ای که بتواند به لطف تجاربش در صحنه جنگ، مثل بسیاری افسر نیروی سپاه یا ارتش شود. دلم میخواست بدانم که اگر آن همرزمان شهیدش امروز زنده بودند و این همه ظلم به دوستان بهایی خود را میدیدند چه میگفتند؟ آیا این چیزی بود که آنان برای دفاع از آن جان داده بودند؟&lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;خوب میدانستم که برای مسئولان مملکتی آنچه از جانبازی در راه وطن مهمتر است عقیده و مرام است. میدانستم که نه سال اسارت آزاده بهایی در راه دفاع از وطن را به هیچ نخواهند خرید اگر "پیرو یکی از ادیان رسمی" نباشد. تو گویی که دلبستگی شهروندان به خاک زادگاه تنها با اراده قانونگذار ممکن میشود، و این حاکمیت است که تصمیم میگیرد که فداکاری چه کسی ارزش تجلیل دارد. با خود اندیشیدم که حاکمیت با چنین تبعیضات آشکاری چگونه میتواند از جوانان بهایی انتظار داشته باشد که در راه وطن دوباره به جانفشانی بپردازند؟! و جالب اینجاست که اگر بهاییان بخاطر این همه تبعیض در دفاع و خدمت به میهنشان دلسرد شوند همین حاکمیت آنان را به وطنفروشی و خیانت متهم خواهد کرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;دلم از احساس سنگینی این همه بی عدالتی به درد آمد. با چشمانی اشک آلود سربلند کردم تا چهره جوان آزاده را ببینم. شادی در سیمای رنج کشیده اش موج میزد. زیر لب گفتم: "قهرمان آزاده، به خانه خوش آمدی".&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اینرا گفتم و از میان جمعیت راه خود را به بیرون باز کردم. دوست آزاده من نیاز به استراحت داشت. روزهای سختی پیش رو بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;مأخذ:&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;http://negahedigar1.blogfa.com/post-215.aspx&lt;br /&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-6137801998603346185?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/6137801998603346185/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=6137801998603346185&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/6137801998603346185'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/6137801998603346185'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2009/05/blog-post_26.html' title='آزاده بهایی (از پرهام ورقا)'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-5242782857268490999</id><published>2009-05-09T09:33:00.001-07:00</published><updated>2009-05-09T09:33:55.273-07:00</updated><title type='text'>برای شیرین عبادی</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;meta equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"&gt;&lt;meta name="ProgId" content="Word.Document"&gt;&lt;meta name="Generator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;meta name="Originator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;link rel="File-List" href="file:///C:%5CUsers%5CShahin%5CAppData%5CLocal%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;    &lt;w:usefelayout/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:Batang; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-alt:바탕; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;} @font-face 	{font-family:"\@Batang"; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0in; 	margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:Batang;} @page Section1 	{size:8.5in 11.0in; 	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; 	mso-header-margin:.5in; 	mso-footer-margin:.5in; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; 	mso-para-margin:0in; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;بسیارگفته ایم و شنیده ایم که ما ایرانیها مرده پرستیم و قدر انسان های بزرگی که بین ما هستند را نمی دانیم. دوست داریم از رفتگان داستان ها بسازیم ولی به آزادگی ها، شجاعت ها و افتخار آفرینی های زندگان با دیده تردید و شک مینگریم و همیشه به دنبال انگیزه ای مشکوک در پشت صحنه ای تخیلی میگردیم. اگر هموطن ما جایزه صلح نوبل را از آن خود کند این اتفاق را مشکوک و جایزه مزبور را سیاسی می نامیم، توگویی که تا بحال کسی نمیدانسته که فعالیت های صلح طلبانه بیش از کار در آزمایشگاه شیمی به سیاست مربوط میشود و کشف این مهم&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;نابغه ای استثنایی لازم داشته است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;به نظر من شیرین عبادی از آن آدم های بزرگیست که آیندگان درباره تلاش های خستگی ناپذیر او در بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران بسیار خواهند نوشت. او هم البته میتوانست مثل بسیاری دیگر کنج عزلت بگزیند و از شهرت و عنوان خود برای نوشتن کتاب هایی—که اکنون به لطف جایزه نوبل فروششان تضمین شده—استفاده کند و کاری به کشمکشهای پر دردسر حقوقی نداشته باشد. هر از چندی در مجمعی سخنرانی کند و با الفاظ پر طمطراق سواد و عنوان خود را به رخ دیگران بکشد تا کسی اهمیت او را فراموش نکند. در اینصورت نه تهدید به مرگ میشد و نه کسی دخترش را بهایی میخواند. ولی در عوض او تصمیم گرفت که دامن همت به کمر بزند و عمل کند. ساده و بی پیرایه حرف بزند، ولی همیشه در قلب حوادث باشد، از مظلومترین متهمان دفاع کند و از نام و عنوانش برای نجات بیگناهی استفاده ببرد. در جنجالی ترین پرونده های قضایی درگیر شد و زمانی که استخدام یک بهایی به خودی خود میتواند جرم تلقی شود او ژینوس سبحانی را به همکاری گرفت تا شیوه دفاع راستین از مظلومان را به مدعیان بیاموزد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;خواستم این نوشته را به مناسبت روز تولدش، سی و یکم خرداد، منتشر کنم، ولی دریافتم همانطور که برای قدردانی و بزرگداشت کسی نباید منتظر مرگش بود، منتظر تولدش نیز نباید بود. میخواهم همین امروز بداند که شجاعتش را ارج مینهیم و برایش دعا میکنیم.&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-5242782857268490999?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/5242782857268490999/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=5242782857268490999&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/5242782857268490999'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/5242782857268490999'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2009/05/blog-post.html' title='برای شیرین عبادی'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-7855335034737106298</id><published>2009-04-12T10:36:00.000-07:00</published><updated>2009-04-12T10:40:28.026-07:00</updated><title type='text'>برای رفع یک سؤتفاهم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;خوانندگان خوب این بلاگ؛&lt;br /&gt;علت حذف بخش اول مقاله  "بهاییان چه تحفه..." سؤ تفاهم هایی بود که ایجاد کرد. ظاهراً مطالبی که در آن ذکر شده بود بقدر کافی شفاف نبوده و منویات قلبی نویسنده را منعکس نمیکرده. البته از عنوان مقاله واضح است که هدف آن تمرکز بر روی آموزه های بهایی بوده نه خدای ناکرده توهین به کسی یا چیزی، بنابراین اصرار بر برداشتهایی که فرض ما را تأیید کنند کمی دور از انصاف است. به هر حال اتهام "اسلام ستیزی" به بهاییان که از طرف برخی مطرح شده باید ریشه در تعالیم و آموزه های این دین داشته باشد، و همانطور که ذکر شد آثار این دین سرشار است از تجلیل اسلام و تکریم رسول اکرم. مقاله مذکور هم پس از بازنگری دوباره نصب خواهد شد و بهتر است تا آن هنگام در قضاوت عجله نکنیم و برای متهم ساختن یکدیگر به دنبال بهانه نباشیم.&lt;br /&gt;با اینکه آن مقاله به هیچ عنوان قصد توهین به مقدسات هیچ شخص یا گروهی را نداشت، اگر انتخاب نادرست کلمات به چنین سؤ تفاهمی انجامیده بنده از خوانندگانی که احساس بدی نسبت به آن مقاله پیدا کرده اند پوزش میخواهم و برای قضاوت صحیح در باره منویات خود این دوستان را به مطالعه تمام مقالاتم دعوت میکنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاد و پیروز باشید&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-7855335034737106298?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/7855335034737106298/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=7855335034737106298&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/7855335034737106298'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/7855335034737106298'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2009/04/blog-post_12.html' title='برای رفع یک سؤتفاهم'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-7728255665257825283</id><published>2009-04-11T18:27:00.000-07:00</published><updated>2009-04-12T07:14:54.731-07:00</updated><title type='text'> این هیاهوهای معمول</title><content type='html'>&lt;meta equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"&gt;&lt;meta name="ProgId" content="Word.Document"&gt;&lt;meta name="Generator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;meta name="Originator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;link rel="File-List" href="file:///C:%5CUsers%5CShahin%5CAppData%5CLocal%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;    &lt;w:usefelayout/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:Batang; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-alt:바탕; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;} @font-face 	{font-family:"\@Batang"; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0in; 	margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:Batang;} a:link, span.MsoHyperlink 	{color:blue; 	text-decoration:underline; 	text-underline:single;} a:visited, span.MsoHyperlinkFollowed 	{color:purple; 	text-decoration:underline; 	text-underline:single;} @page Section1 	{size:8.5in 11.0in; 	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; 	mso-header-margin:.5in; 	mso-footer-margin:.5in; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; 	mso-para-margin:0in; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;ظاهراً  باز هم بهانه ای برای هیاهوی جنجال خواهان پیدا شده است. بخشهایی از مقاله ای که که قصد معرفی آئین بهائی را دارد واژگونه جلوه داده میشود تا نویسنده بهائی آن توهین گر به رسول اکرم قلمداد گردد. ببینید چگونه بخشی از مقاله که نقل قولی در توصیف نیازهای اعراب در صدر اسلام بوده و ضرورت تغییر برخی احکام فرعی را بیان میکرده را توهین به رسول خدا جلوه میدهند، و از این طریق قصد دارند ذهن خواننده را مشوش کرده و بهائیان را مخالف اسلام جلوه دهند. گویا بیانات بیشمار پیشوایان بهائی در تجلیل اسلام را نخوانده اند. جایی که حضرت بهاءالله فرموده اند:&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;"حضرت خاتم انبیاء روح ما سواه فداه از مشرق امر الهی ظاهر و با عنایت کبری و فضل بی منتهی ناس را بکلمه مبارکه توحید دعوت نمودند..." (مجموعه الواح مبارکه حضرت بهاءالله، صفحه 270)&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;یا در مقامی دیگر به بهائیان امر فرموده اند:&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;"در حضرت خاتم انبیاء روح ما سواه فداه تفکر نمائید چون آن نیّر حقیقی به اراده الهی از افق حجاز اشراق نمود احزاب اعراض نمودند..." (مجموعه الواح مبارکه حضرت بهاءالله، صفحه 270)&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;و حضرت عبدالبهاء فرمودند:&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;"...چون جمال محمدی از افق یثرب و بطحاء جلوه نمود دین الله چنان قدرت و قوّتی بنمود که در اندک زمانی این اقوام جاهله در جمیع علوم و فنون سرحلقه دانایان شدند..."(پیام ملکوت، صفحه 78)&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;و بازهم حضرت عبدالبهاء در اثبات حقانیت رسول اکرم در سفر به غرب میفرمایند:&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;"...محّرک و مربّی قبائل بادیة العرب و مؤسس مدنیت کمالات انسانیت در میان آن طوائف مختلفه یک شخص امّی یعنی حضرت محمّد بود آیا این شخص محترم مربّی کل بود یا نه؟ انصاف لازم است." (مفاوضات، صفحه 19)&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;و باز هم حضرت عبدالبهاء میفرمایند:&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;" ... چون نور محمّدی در ميان آنها (اهالی قديمه جزيرة‌العرب) طلوع نمود چنان روشن شدند که جهان را روشن کردند..." (مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد سوم صفحه 17)&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;اینها فقط نمونه هایی از بیاناتی هستند که تفکر بهائیان درباره اسلام را نشان میدهند. آیا هیچ کجا در تاریخ خبرگزاری ایرنا و فارس نیوز و دیگران اشاره ای به این بیانات شده است؟ واکنش بهائی ستیزان به این همه تجلیل از دیانت اسلام چه بوده است؟ انتشار جزوه بابک دغلکار که مقدسات بهائیان را یکسره به سخره میگیرد و با ترسیم کاریکاتور ازیکی از مقدس ترین پیشوایان این دیانت به  بدترین وجهی به توهین و تمسخر اعتقادات بهائیان میپردازد. سالها دیانت بهائی را "فرقه ضالّه" خواندند و به سبک ایرنا چهره پیروان آن را به چهره جانوری کریه المنظر مانند کردند. قبور بهائیان را شکستند، غسالخانه را سوختند و بر در و دیوار &lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=S9AVQc6Itso"&gt;چه ها که ننوشتند&lt;/a&gt;. آیا خبرگزاری ایرنا که از توهینی خود ساخته چنین برمی آشوبد "حتی یکبار" از بیدادی که به بهائیان و باورهایشان و مقدساتشان میرود سخن گفته است؟&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;بگذاریم خود پاسخ دهند. &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="FA"  style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-7728255665257825283?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/7728255665257825283/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=7728255665257825283&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/7728255665257825283'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/7728255665257825283'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2009/04/blog-post_11.html' title=' این هیاهوهای معمول'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-5403174379178594508</id><published>2009-04-02T19:29:00.001-07:00</published><updated>2009-04-03T16:39:49.939-07:00</updated><title type='text'>سخنی با آقای کیخسرو آرش گرگین</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;meta equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"&gt;&lt;meta name="ProgId" content="Word.Document"&gt;&lt;meta name="Generator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;meta name="Originator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;link rel="File-List" href="file:///C:%5CUsers%5CShahin%5CAppData%5CLocal%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;    &lt;w:usefelayout/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:Batang; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-alt:바탕; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;} @font-face 	{font-family:"\@Batang"; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0in; 	margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:Batang;} @page Section1 	{size:8.5in 11.0in; 	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; 	mso-header-margin:.5in; 	mso-footer-margin:.5in; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; 	mso-para-margin:0in; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;    &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:100%;"  lang="FA"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-weight: normal;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-weight: normal;" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;آقای گرگین راستش را بخواهید مطالعه &lt;a href="http://iranglobal.info/I-G.php?mid=2-49975"&gt;مقاله شما&lt;/a&gt; دلم را شکست. احساس کردم که این مقاله را تحت تأثیر غلیان مقطعی احساسات نوشتید و پیش خود گفتم چه خوبست که روشنفکران ما اجازه ندهند که جزر و مد احساسات عنان قلم را از کف عقلشان برباید. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:100%;"  lang="FA"&gt;&lt;/span&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:100%;"  lang="FA"&gt;نوشتید که هیچ چیزی به جامعه بهایی بدهکار نیستید. &lt;/span&gt;&lt;meta equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"&gt;&lt;meta name="ProgId" content="Word.Document"&gt;&lt;meta name="Generator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;meta name="Originator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;link style="font-family: arial;" rel="File-List" href="file:///C:%5CUsers%5CShahin%5CAppData%5CLocal%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;    &lt;w:usefelayout/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:Batang; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-alt:바탕; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;} @font-face 	{font-family:"\@Batang"; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0in; 	margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:Batang;} @page Section1 	{size:8.5in 11.0in; 	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; 	mso-header-margin:.5in; 	mso-footer-margin:.5in; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; 	mso-para-margin:0in; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;&lt;span dir="rtl" style="font-family: arial;font-family:&amp;quot;;font-size:100%;"   lang="FA"&gt;بهاییان از کسی طلبکار نیستند جناب گرگین&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:100%;"  lang="FA"&gt;. آن فرهیختگانی هم که ندای دفاع از بهاییان سر دادند در پاسخ به تلنگر وجدان خودشان چنین کردند. اصلاً مگر دفاع از همنوع و هموطن نوعی معامله است که بدهکاری و طلبکاری در آن معنایی داشته باشد؟ اگر بخواهیم به سیاق شما به قضیه نگاه کنیم بهاییان که در یک قرن و نیم گذشته از هیچ نوع نامهربانی در وطن خودشان بی نصیب نبودند که خیلی بیشتر مستحق رد بدهی و ادعای طلبند. ولی در کجای بیانات پیشگامان این آئین یا پیامهای بیت العدل شما سخن از بدهکاری و طلبکاری میبینید؟ امر به خدمت به میهن و هم میهن ترجیع بند تقریباً تمام پیامهای بیت العدل خطاب به بهاییان ایران است. واقعاً غم انگیز است که شما اقدامات جامعه بهایی ایران در ارتقاء سطح آموزش و پرورش این کشور را ببینید و بگویید که جامعه بهایی "&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"  lang="AR-SA" style="font-size:100%;"&gt;حاضر به هیچ گونه سهم گذاری ای نیست". آیا به زعم شما تنها موضع گیری در قبال "سهم به یغما رفته ی ایران در دریای مازندران" و "دفاع از خلیج همیشه فارس" نشانه وطن دوستیست؟ یعنی تلاش جوانان بهایی برای تربیت کودکان محروم محله های فقیرنشین حومه شیراز به هیچ هم نمی ارزد؟ یعنی جان دادن در راه اعتقاد به خدمت به عالم انسانی و صلح هیچ معنایی ندارد؟ یعنی کسی که بجای بیانیه های سیاسی صادر کردن و های و هو و جنجال قدم در راه گذارد و خدمت کند شایسته اینهمه نامهربانی از یار و اغیار است؟ کدام بخش از عمل آن جوان که بجای پارتی و عیش و نوش به سراغ کودکان سهل آباد میرود " تامین منافع فرقه ای" و "دو رویی اجتماعی" و "بی اخلاقی محض" است؟! آیا شما حقیقتاً دفاع بیت العدل از "زنان ایرانی مدام در منگنه" را ندیدید و نخواندید؟ مگر ما در مسابقه درد و رنج هستیم که از هولوکاست ممتد 1400 ساله سخن میگویید و سعی دارید رنج خود را برجسته تر از رنج بهاییان جلوه دهید؟! مگر وقتی بیت العدل از حقوق ایرانیان مظلوم دفاع میکند این دفاع را بر اساس مقایسه انجام میدهد؟! مگر احقاق حقوق مظلومان وابسته به مقدار ظلم است؟! به نظر میرسد که میفرمایید کوچکترها باید ساکت باشند و تا بزرگتر ها حقشان را نگرفته اند سر و صدا نکنند!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl"  lang="AR-SA" style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:100%;"  lang="FA"&gt;آقای گرگین؛&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"  lang="AR-SA" style="font-size:100%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl"  lang="AR-SA" style="font-size:100%;"&gt;عجیب نیست که سالهاست مردم بینوای کشور ما در یافتن مسیر سعادت چنین حیران و سرگردانند. وقتی نقدهای روشنفکران ما به عباراتی چون "جادوگری و ابلیس منشی" مزین است و قشری که در طوفان عصبیت و افراط و تفریط فرهنگی باید چراغدار مدارا و ژرف اندیشی و خردمندی باشد اینچنین بی محابا بر دگراندیش میتازد و او را بخاطر شرح&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;مستند ظلم در رژیم گذشته به "فرصت طلبی محض، معامله گری، و فقط و فقط به فکر ریش خود بودن" متهم میکند از مردم عادی که "نویسنده و مترجم" نیستند انتظار چه میتوان داشت؟ شما مدیران جامعه بهایی را به ولی فقیه مانند میکنید و بطور ضمنی مستبد و دیکتاتور میخوانید در حالی که در هزاران کتاب و نوشته بهایی ادبیاتی حتی نزدیک به آنچه شما در مقام نقد بکار میبرید دیده نمیشود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl"  lang="AR-SA" style="font-size:100%;"&gt;ایکاش کسی انصاف را هم به شروط روشنفکری و دانشوری اضافه میکرد.&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:100%;"  lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style=";font-size:100%;"  lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-5403174379178594508?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/5403174379178594508/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=5403174379178594508&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/5403174379178594508'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/5403174379178594508'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2009/04/blog-post.html' title='سخنی با آقای کیخسرو آرش گرگین'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-2839896935604295640</id><published>2009-03-20T07:03:00.000-07:00</published><updated>2009-03-20T07:11:54.869-07:00</updated><title type='text'>سال نو مبارک</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;فرا رسیدن سال 1388 شمسی را به تمام دوستانی که سالشان با نوروز آغاز میشود تبریک میگویم. باشد که امسال خودمان نیز در راه تحقق آرزوها قدمی برداریم و همه را به خدا وانگذاریم.&lt;br /&gt;از درگاه حضرتش آرزومندم که امسال نه وقایع ناگوار، که اتفاقات دلپذیر بهانه های کنار گذاشتن اختلافات و نزدیکی دلها باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاینده و سلامت هر روزتان&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-2839896935604295640?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/2839896935604295640/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=2839896935604295640&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/2839896935604295640'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/2839896935604295640'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2009/03/blog-post_20.html' title='سال نو مبارک'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-5189523603514776433</id><published>2009-03-14T06:41:00.001-07:00</published><updated>2009-03-14T06:41:58.849-07:00</updated><title type='text'>نامه سرگشاده جامعه جهانی بهائی به آیت‌ الله دری نجف آبادی دادستان کل انقلاب</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;United Nations Office&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;866 United Nations Plaza, Suite 120, New York, NY 10017 USA&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Telephone:  212-803-2500, Fax:  212-803-2566, Email:  uno-nyc@bic.org&lt;br /&gt;14 اسفند  1387&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیت الله قربان‌علی درّی نجف‌آبادی&lt;br /&gt;دادستان کلّ کشور&lt;br /&gt;جمهوری اسلامی ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقام محترم دادستان کلّ کشور،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اعلان اخیر آن جناب در بارۀ امور اداری جامعۀ بهائی ایران مسائلی را در عرصۀ بحث عمومی مطرح ساخته است که نه تنها بر امنیّت و معیشت افراد این جامعه اثر می‌گذارد بلکه بر آیندۀ هر شهروند آن کشور ارجمند نیز تأثیری عمیق دارد. شرح اقدامات انجام شده برای تدوین پاسخ بهائیان ایران در قبال این اعلان مطمئنّاً به استحضار شما رسیده است. "یاران" و "خادمین"، گروه‌های کوچکی که در سطح ملّی و محلّی به امور روحانی و اجتماعی چند صد هزار بهائی ایرانی رسیدگی می‌کردند، آمادگی خود را برای پایان دادن به کار خود اعلان داشته‌اند. این تصمیم تنها بدین منظور اتّخاذ شده است که بهائیان حسن نیّت خود را بار دیگر و به روال 30 سال گذشته به دولت جمهوری اسلامی ایران نشان دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیت العدل اعظم این مسئله را برای بهائیان روشن ساخته‌اند که متوقّف شدن کار این گروه‌ها نباید موجب نگرانی گردد. میلیون‌ها بهائی در کلّیّۀ کشورهای جهان و نیز همۀ کسانی که از تاریخ این دیانت مطّلع‌ و وقایع اخیر را با بی‌طرفی ناظرند مطمئن هستند که بهائیان ایران خواهند توانست به نوعی امور روحانی جامعۀ خود را سر و سامان دهند، همان طور که در طیّ 165 سال فشار و تضییقات شدید موفّق به این امر شده‌اند. امّا با توجّه به سنگینی اتّهامات وارده بر یاران و خادمین، ما که نمایندگی 179 محفل روحانی ملّی بهائی عالم را در سازمان ملل متّحد به عهده داریم وظیفۀ خود می‌دانیم که نکاتی اساسی را در نامه‌ای سرگشاده به استحضار آن جناب برسانیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در بیانیّه‌ای که از طرف خبرگزاری فارس در 27 بهمن 1387 منتشر شد جناب عالی با اشاره به مادّۀ 20 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در خصوص حقوق شهروندان و هم‌چنین مادّۀ 23 در مورد آزادی عقیده، چنین اظهار داشته‌اید: "داشتن یک عقیده و مرام [برای همه] آزاد ولی اعلان و ابراز آن به منظور تحریف افکار دیگران، جریان‌سازی و یا تبلیغ و تظاهر به قصد اغواگری و تشویش اذهان دیگران و عناوین مشابه، مجاز نخواهد بود." این بیان را جز به کوششی برای سنجش میزان خوش‌باوری انسان نمی‌توان تعبیر کرد. نکته‌ای که مورد قبول همگان است آنکه در طیّ قرون و اعصار، رژیم‌های سرکوب‌گر با اظهاراتی از این قبیل منع مستبدّانۀ افکار و عقاید را توجیه نموده‌اند. تصوّر آنکه می‌توان داشتن عقاید فردی را از ابراز آن در رفتار و گفتار جدا ساخت مقدّمه‌ای برای استدلالی کاذب است. برای درک بطلان آن، انسان می‌تواند بپرسد که اگر ایمان خود را نتواند آگاهانه در روابط خویش با دیگران به ظهور و بروز رساند داشتن آن چه مفهومی دارد؟ توجیه این استدلال با تأکید بر ممنوعیّت بیان فقط آن عقایدی که موجب تحریف افکار دیگران می‌گردد، ممکن است در وهلۀ اوّل معقول به نظر برسد، ولی در واقع مجوّزی است برای مسئولین امور که هر شخصی را که مایل باشند سرکوب کنند، چه که این امکان را برای آنان فراهم می‌سازد تا اعمال یا سخنانی را که مطابق میل‌شان نیست با برچسب تحریف افکار محکوم نمایند. در هر حال، سابقۀ بهائیان ایران از این نظر روشن است. آنها هرگز نخواسته‌اند موجب چنین تحریفی گردند و در مقام اغواگری و تشویش اذهان مردم نیز نبوده‌اند. از آنجایی که حضرت عالی با آگاهی کامل از سابقۀ بهائیان مسئلۀ آزادی عقیده را در چارچوب اصول مربوط به حقوق شهروندی در ایران مطرح کرده‌اید به نظر می‌رسد که ممنوعیّت کار یاران و خادمین را به عنوان شرطی برای قائل شدن حدّ اقلّ بعضی از حقوق بهائیان که در طیّ 30 سال گذشته پایمال شده منظور نموده‌اید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حقایق و سوابق مسئله البتّه بر آن جناب کاملاً روشن است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;· بهائیان ایران که همیشه در معرض خشونت‌های ادواری قرار داشتند، از جمله عملیّاتی که با تحریک ساواک بی‌رحم انجام می‌شد، بعد از انقلاب اسلامی در سال 1357 دست‌خوش موج جدیدی از تضییقات گشتند.&lt;br /&gt;· در ماه مرداد سال 1359 هر نُه نفر اعضای محفل روحانی ملّی بهائیان ایران — هیئت ملّی که طرز انتخاب و وظایف آن در تعالیم بهائی آمده است و قسمتی از ساختار اداری بهائی را در همۀ کشورها تشکیل می‌دهد — ربوده و ناپدید گردیدند و مطمئنّاً اعدام شده‌اند.&lt;br /&gt;· کسانی که متعاقباً به عضویّت این هیئت انتخاب شدند و هم‌چنین جمعی از افراد برجستۀ جامعۀ بهائی از جمله چندین عضو از اعضای محافل روحانی محلّی یعنی هیئت‌هایی که در سطح محلّی فعّالیّت داشتند توسّط دولت دست‌گیر و اعدام گردیدند.&lt;br /&gt;· در پاسخ به اعلانی که از طرف دادستان کلّ در سال 1362 صادر و خواستار انحلال تشکیلات اداری بهائی شده بود، محفل روحانی ملّی ایران به نشانۀ ابراز حسن نیّت به دولت، خود و دیگر مؤسّسات اداری بهائی در کشور را منحل نمود.&lt;br /&gt;· بعد از مدّتی و به جهت پاسخگویی به نیازهای روحانی و اجتماعی جامعۀ 300,000 نفری بهائیان ایران، گروه یاران در سطح ملّی و گروه‌های خادمین در سطح محلّی به طور غیر رسمی شروع به کار کردند.&lt;br /&gt;· حدود 20 سال است که نهادهای مختلف دولتی با یاران و خادمین به طور مرتّب، گاه با روشی دوستانه و گاه تحت بازجویی‌های خشن و طولانی، در ارتباط بوده و با آنان مشورت ‌نموده و از فعّالیّت‌های آنها کاملاً آگاه بوده‌اند. چنین به نظر می‌رسید که امکان گفتگو بین بهائیان و نهادهای دولتی در حال شکل‌گیری بود.&lt;br /&gt;· امّا در طیّ همین مدّت، در سال 1369 نامه‌ای با امضای حجّت الاسلام سیّد محمّد گلپایگانی که در آن زمان دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ایران بودند منتشر گردید. در این سند از مراجع دولتی خواسته شده است که اقدامات مختلف پیشنهادی در آن را به منظور مسدود کردن "راه ترقّی و توسعۀ" بهائیان ایران به مرحلۀ اجرا در آورند و طرحی برای "از بین بردن ریشه‌های فرهنگی آنان در خارج" تهیّه نمایند.&lt;br /&gt;· اذیّت و آزار بهائیان در طیّ این مدّت به طور پیوسته ادامه داشته است ولی در سال‌های اخیر با افزایش نفوذ عناصری خاصّ که همواره هدف‌شان ریشه‌کن کردن جامعۀ بهائی ایران بوده، این روند شدّت و حدّت بیشتری یافته است.&lt;br /&gt;· از حدود سال 1384 به بعد، مبارزۀ رسمی برای بدنام کردن دیانت بهائی از طریق رسانه‌های گروهی — روزنامه‌ها، سایت‌های اینترنتی، رادیو، تلویزیون و فیلم — تحرّک بیشتری پیدا کرد و تا به امروز هم‌چنان بدون وقفه ادامه دارد. بدون شک اقدامات سازمان‌یافته‌ای در جهت اجرای مفاد سند مورّخ 1369 در حال انجام است.&lt;br /&gt;· در ماه اسفند 1384 توجّه گزارش‌گر ویژۀ سازمان ملل متّحد در امر آزادی مذهب یا عقیده به نامۀ محرمانه‌ای جلب شد که در تاریخ 7 آبان 1384 از طرف ستاد مشترک نیروهای مسلّح ایران خطاب به نهادهای امنیّتی مختلف و تشکیلات پلیس و سپاه پاسداران مرقوم و از آنها خواسته شده بود که بهائیان را در سراسر کشور شناسایی نموده زیر نظر بگیرند. این نامه موجب نگرانی‌ شدیدی در سراسر جهان برای امنیّت بهائیان گردید.&lt;br /&gt;· جوانان بهائی بیش از 20 سال از ورود به دانشگاه‌ محروم بودند زیرا تقاضا‌نامۀ امتحانات سراسری ایران نوعی بود که آنها را مجبور به کتمان عقیده می‌نمود. در سال 1385 به علّت فشارهای جامعۀ بین‌المللی، تغییراتی در تقاضا‌نامه به وجود آمد و چند صد نفر دانشجوی بهائی توانستند وارد دانشگاه شوند، ولی این امید دوامی نیافت زیرا در طیّ همان سال وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ضمن نامه‌ای به 81 دانشگاه دستور داد هر دانشجویی که بهائی شناخته شود از دانشگاه اخراج گردد.&lt;br /&gt;· به دنبال نامۀ فوق‌الذکر، پلیس اطّلاعات و امنیّت عمومی نامۀ دیگری به تاریخ 19 فروردین 1386 صادر نمود و اشتغال بهائیان را که سالیان دراز است از استخدام در ادارات دولتی محروم‌اند در تقریباً بیست رستۀ شغلی در بخش آزاد ممنوع ‌ساخت. بدین ترتیب کوشش‌های مداوم در جهت قطع حیات اقتصادی جامعۀ بهائی به شدّت تقویت گردید.&lt;br /&gt;· در چند سال اخیر، تعداد بهائیانی که بدون دلیل بازداشت می‌شوند افزایش یافته، حمله به خانه‌های بهائیان و مصادرۀ اموال و آتش زدن عمدی دارایی‌های شخصی آنان رو به فزونی نهاده، تخریب قبرستان‌های بهائی گسترش یافته، امتناع از پرداخت وام بانکی و صدور جواز کسب به بهائیان شدّت یافته، آزار و فشار بر صاحبان املاک مستأجرین بهائی اوج گرفته، تهدید شهروندانی که به یاری بهائیان بر می‌خیزند وسیع‌تر شده و تحقیر کودکان بهائی در مدارس از سوی معلّمین رو به ازدیاد نهاده است. کاملاً روشن است که اقداماتی از این قبیل به طور منظّم در شهرهای مختلف یکی بعد از دیگری هماهنگی می‌شود.&lt;br /&gt;· سرانجام هفت نفر اعضای یاران، یک نفر در اسفند 1386 و بقیه در اردیبهشت 1387، بازداشت و به زندان افکنده شدند. این بی‌گناهان برای مدّتی در زندان انفرادی بوده امکان ملاقات با اعضای خانواده‌هایشان را نداشتند. هر چند که نهایتاً به اعضای خانواده‌ها اجازه داده شد که ملاقات‌های کوتاهی تحت نظارت نزدیک مسئولین زندان با آنها داشته باشند، ولی مسجونین هنوز از دسترسی به وکیل مدافع و مشورت قانونی محروم هستند. شرایط زندان آنان در حال تغییر بوده است و در یک زمان پنج نفر مردان را در سلولی که بیش از ده متر مربّع وسعت نداشت و فاقد تخت خواب بود جای دادند.&lt;br /&gt;· بالاخره بعد از نُه ماه مسجونیّت و بدون ارائۀ هیچ مدرکی که آنان را با کوچک‌ترین خطایی مرتبط سازد، اعلان گردید که این هفت نفر به "جاسوسی برای اسرائيل"، "توهين به مقدّسات" و "تبليغ عليه نظام" متّهم شده‌‌اند و پروندۀ آنها به زودی با صدور کیفرخواست به دادگاه ارسال خواهد شد.&lt;br /&gt;· بر طبق گزارش جراید، بلافاصله بعد از این اعلام، آن جناب ضمن نامه‌ای خطاب به وزیر اطّلاعات، در حالی که مسئلۀ حقوق شهروندی ایرانیان در مورد آزادی عقیده در قانون اساسی را به طور ضمنی مطرح ساخته‌اید، اظهار داشته‌اید که وجود یاران و خادمین در ایران غیر قانونی است. متعاقباً اعلانی رسمی نیز&lt;br /&gt;در این مورد صادر فرمودید.&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقایع سال‌های اخیر و ماهیّت اتّهامات وارده پرسش‌هایی را در ذهن هر ناظر بی‌طرفی راجع به هدف ظلم و ستم‌های همه‌جانبه علیه بهائیان ایران مطرح می‌سازد. حتّی اگر در طیّ روزهای پرآشوب اوّلیّۀ انقلاب احیاناً سوء تفاهماتی در ذهن مسئولین امور در مورد انگیزه‌های جامعۀ بهائی وجود داشته است، چگونه این سوء ظنّ‌ها می‌تواند هنوز هم ادامه یابد؟ آیا هیچ یک از اعضای محترم دولت ایران اتّهامات کاذبی را که دائماً علیه بهائیان در آن مملکت عنوان می‌شود واقعاً باور دارند؟ آیا حقایق ذیل بر مسئولین امور در دوایر مختلف دولتی کاملاً روشن نیست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;· بهائیان در هر کشوری که ساکن باشند برای پیشبرد رفاه و سعادت مردم آن کشور می‌کوشند، خود را ملزم می‌دانند که دوش به دوش هموطنان‌شان در راه دوستی و اتّحاد و استقرار صلح و عدالت گام بردارند، برای حفظ حقوق خود و دیگران از طرق قانونی اقدام می‌کنند، در همۀ احوال به ذیل درست‌کاری و صداقت متشبّث بوده، از ستیزه‌جویی و اختلاف بیزارند و از رقابت برای رسیدن به قدرت پرهیز می‌نمایند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;· یکی از اصول بنیادی دیانت بهائی اینست که پیروانش باید از هر نوع جبهه‌گیری سیاسی در هر سطحی اعمّ از محلّی، ملّی و بین‌المللی مطلقاً اجتناب ورزند. حکومت در مقام نهادی برای تأمین رفاه و سعادت و پیشرفت منظّم جامعۀ بشری مورد احترام بهائیان و اصل اطاعت از قوانین مدنی یکی از ویژگی‌های آیین بهائی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;· در آثار بهائی هر گونه اقدامی که خیانت به وطن محسوب شود صریحاً منع گردیده است و روش و سلوک بهائیان در سراسر عالم تمسّک آنان را به این اصل مهم به اثبات می‌رساند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;· ساختار اداری بهائی که در بیش از 180 کشور جهان استقرار یافته وسیله‌ای برای هدایت انرژی بهائیان در خدمت به اجتماع و نیز برای رسیدگی به امور روحانی و اجتماعی جامعۀ بهائی است. داشتن این ساختار&lt;br /&gt;ابداً دلیلی بر وجود هیچ انگیزۀ سیاسی نیست و ربطی به دخالت در امور دولت و یا حکومت ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;· مرکز بین‌المللی دیانت بهائی به دنبال تبعیدهای پی در پی حضرت بهاءالله در نیمۀ قرن سیزدهم هجری شمسی توسّط دولت ایران و عثمانی، در خاک کشور اسرائیل امروز قرار گرفته است. حضرت بهاءالله بعد از سرگونی از وطن خود ایران، در سال 1247 یعنی 80 سال قبل از تأسیس دولت اسرائیل، به مدینۀ محصّنۀ عکّا تبعید گردیدند و سرانجام پس از گذشت چهل سال دوری از وطن، دار فانی را وداع گفتند. اینکه امروز بهائیان در سراسر جهان با مرکز جهانی بهائی در بارۀ مسائل شخصی و امور جامعۀ خود در تماس هستند امری طبیعی و حقیقتی کاملاً شناخته شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;· دیانت بهائی احترامی خاصّ نسبت به تمام ادیان الهی قائل است. آثار مقدّسۀ بهائی از اسلام به عنوان "شریعت مبارکۀ غرّا" یاد می‌کند و حضرت محمّد (ص) را "سراج وهّاج نبوّت کبری"، "سرور کائنات" و "نیّر آفاق" که "به ارادۀ الهی از افق حجاز اشراق نمود" وصف می‌نماید. مقام حضرت امیرالمؤمنین (ع) را با عباراتی مانند "بدر منیر افلاک علم و معرفت" و "سلطان عرصۀ علم و حکمت" توصیف می‌کند. در زیارت‌نامۀ مخصوص حضرت سیّدالشّهداء (ع) که از قلم حضرت بهاءالله نازل شده، از آن حضرت با القاب "فخر الشّهداء" و "نیّر الانقطاع من افق سماء الابداع" یاد شده است.&lt;br /&gt;· بهائیان بر طبق تعالیم دیانت خود ملزم هستند که در نهایت درستی و صداقت و صحّت عمل رفتار کنند، در حیات فردی عفّت و عصمت و تقوا پیشه نمایند و در برخورد با دیگران از هر گونه تعصّب اعمّ از نژادی، قومی و طبقاتی آزاد و برکنار باشند.&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با توجّه به این حقایق آشکار و انکارناپذیر، درک این مسئله بسی مشکل است که چگونه می‌توان کلماتی مانند "جریان‌‌سازی"، "اغواگری"، "خطرناک" و "تهدیدکننده" را در مورد فعّالیّت بهائیان ایران به کار برد. عدّه‌ای جوان به خاطر تعهّدی که نسبت به هم‌وطنان خود دارند کودکان خانواده‌های کم درآمد را مدد می‌دهند تا مهارت خود را در ریاضیات و زبان فارسی تقویت نموده قادر به ایفای نقشی سازنده در پیشرفت کشور خود باشند. آیا جناب عالی کوشش این جوانان را خطرناک می‌دانید؟ اگر بهائیان آرمان‌های والایی را با همسایگان خود در میان گذارند و این تعهّد وجدانی را در آنان تقویت نمایند که اصلاح عالم از طریق اعمال طيّبه طاهره و اخلاق راضيه مرضيّه است، آیا باید عمل‌شان تهدیدی برای جامعه به شمار آید؟ خانواده‌ای بهائی در خلوت‌گاه خانۀ خویش با چند نفر از دوستان خود که از تصاویری که در رسانه‌های گروهی از بهائیان ترسیم شده دچار تشویش ذهن و سردرگمی شده‌اند صحبت می‌نماید و ماهیّت واقعی معتقدات خود را که بر محور اصولی نظیر وحدانیّت خدا و اتّحاد نوع بشر دور می‌زند با آنان در میان می‌گذارد. آیا این اقدام را می‌توان جریان‌سازی دانست؟ کودکی در مدرسه پس از شنیدن کلمات اهانت‌آمیز نسبت به مؤسّس آیین خود که صمیمانه به او عشق می‌ورزد، از معلّم مؤدّبانه اجازه می‌گیرد تا برای هم‌کلاسی‌های خود معتقدات خویش را توضیح دهد. آیا می‌توان این عمل را اغواگری نامید؟ جوانی متعهّد و مشتاق به تحصیل علم و دانش از مسئولین امور می‌خواهد که بدون اینکه مجبور باشد ایمان خود را کتمان نماید به او حقّ ورود به دانشگاه بدهند. آیا هیچ گونه فریب و اغوا در این تقاضا وجود دارد؟ اگر چند خانواده، گهگاهی برای دعا و نیایش و مذاکره در مورد مسائل مورد علاقه خود گرد هم ‌آیند، چه ضرری از این کار متوجّه جامعه می‌شود؟ با توجّه به اینکه روح بشر فاقد جنسیّت است، آیا ابراز این عقیده که زن و مرد در نظر خدا مساوی هستند و می‌بایستی بتوانند دوش به دوش یک‌دیگر در همۀ میادین فعّالیّت کنند، باید موجب نگرانی باشد؟ آیا نامعقول است اگر گروه‌‌های کوچکی در غیاب ساختار اداریِ جامعۀ خود، که در آثار مقدّسۀ آنها توصیف گردیده تلاش کنند تا ازدواج جوانان، تعلیم و تربیت کودکان و دفن مردگان را بر طبق اصول آیین خود انجام دهند؟&lt;div&gt;&lt;br /&gt;آنچه مذکور آمد نمونه‌ای از ظلم و ستم‌ شدیدی است که بهائیان ایران با آن رو به رو هستند. حقّ داشتن این گونه فعّالیّت‌هاست که مدّت 30 سال است از بهائیان ایران سلب شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به استحضار آن مقام می‌رساند که مأمورین دولت در طیّ 20 سال گذشته بارها به اعضای گروه یاران و خادمین گوشزد نموده‌اند که مسئولین امور در حقیقت بهائیان را در مقابل کسانی که اعضای این جامعه را عناصری منفی در اجتماع می‌دانند حفظ می‌کنند. البتّه در بین هر ملّتی شاید بتوان بخش کوچکی از مردم را تحت تأثیر فشارهای بغض و عناد ‌به نحوی تحریک نمود تا مرتکب اعمال بی‌رحمانه و ظالمانه گردند. امّا اصولاً دید ما نسبت به مردم ایران با تصویری که از طرف چنین مأمورینی ترسیم می‌شود مطابقت ندارد. در نظر ما تنگ‌نظری و کوته‌بینی صفات ایرانیان نیست. آنچه ما می‌بینیم تعهّدی محکم به اجرای عدالت از طرف افراد منصفی است که با بسته‌ شدن بی‌دلیل مغازه‌های چند نفر بهائی در شهر خود به حکومت دادخواهی نمودند. ما خصلت وفاداری و یگانگی هنرمندان و موسیقی‌دانان جوانی را می‌بینیم که به دنبال محروم شدن هم‌کاران بهائی خود از اجرای برنامه در کنسرت عمومی، آنان نیز از اجرای برنامه خودداری نمودند. ما شهامت و استقامت دانشجویانی را می‌بینیم که بعد از ممنوع شدن هم‌کلاسی بهائی خود از شرکت در امتحان، به دادخواهی و اعتراض برخاستند و خود نیز از شرکت در امتحان امتناع ورزیدند. ما روحیّۀ شفقت و خیرخواهی همسایگان یک خانوادۀ‌ بهائی را می‌بینیم که در تمام ساعات شب حمایت و هم‌دردی نسبت به همسایۀ خود را که منزل‌شان ظالمانه ویران شده بود ابراز داشتند و در جهت اجرای عدالت و جبران خسارات وارده بر آن خانواده اقدام نمودند. ما در ندای بسیاری از ایرانیان آزاده که به دفاع از هم‌وطنان بهائی خود برخاسته‌اند طنین گذشتۀ شکوه‌مند این ملّت شریف را با گوش جان می‌شنویم. با شکرانۀ عمیق قلبی و سپاس فراوان نسبت به آن آزادگان، آنچه را که ناگزیر شاهد آن هستیم اینست که بسیاری&lt;br /&gt;از کسانی که به حمایت ازجامعۀ ستم‌دیدۀ بهائی بر می‌خیزند، چه دانشجو و دانش‌پژوه، چه روزنامه‌نگار و فعّال اجتماعی، چه هنرمند و شاعر، چه اندیشمند پیشرو و طرف‌دار حقوق زن، حتّی شهروندان عادّی خود نیز از تضییقات و ستم‌های مشابهی رنج می‌کشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به استحضار آن مقام محترم می‌رساند که اثرات تصمیمی که قوّۀ قضائیّۀ کشور در روزهای آینده اتّخاذ خواهد کرد تنها منحصر به جامعۀ بهائی ایران نخواهد بود. آنچه در واقع مطرح است مسئلۀ آزادی وجدان و اندیشۀ تمامی ملّت ایران می‌باشد. ان‌شاءالله به خاطر حرمت اسلام و شرافت مردم آن سرزمین، در قضاوت خود انصاف را رعایت نماید.&lt;br /&gt;با احترام،&lt;br /&gt;جامعۀ جهانی بهائی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رونوشت: سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متّحد&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-5189523603514776433?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/5189523603514776433/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=5189523603514776433&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/5189523603514776433'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/5189523603514776433'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2009/03/blog-post.html' title='نامه سرگشاده جامعه جهانی بهائی به آیت‌ الله دری نجف آبادی دادستان کل انقلاب'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-8857366784371471498</id><published>2009-02-16T09:22:00.000-08:00</published><updated>2009-02-23T07:55:19.382-08:00</updated><title type='text'>الفبای گفتگو</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;meta equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"&gt;&lt;meta name="ProgId" content="Word.Document"&gt;&lt;meta name="Generator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;meta name="Originator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;link rel="File-List" href="file:///C:%5CUsers%5CShahin%5CAppData%5CLocal%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;    &lt;w:usefelayout/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:Batang; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-alt:바탕; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;} @font-face 	{font-family:"\@Batang"; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0in; 	margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:Batang;} a:link, span.MsoHyperlink 	{color:blue; 	text-decoration:underline; 	text-underline:single;} a:visited, span.MsoHyperlinkFollowed 	{color:purple; 	text-decoration:underline; 	text-underline:single;} @page Section1 	{size:8.5in 11.0in; 	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; 	mso-header-margin:.5in; 	mso-footer-margin:.5in; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; 	mso-para-margin:0in; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;اگر کلمه "بهایی"، "بهاییت" یا "بهاییان" را در اینترنت جستجو کنید، به وبلاگ ها و وبسایت های فراوانی برمیخورید که بسیاری از آنان با هدف مقابله با دیانت بهایی طراحی شده اند. این سایتهای اینترنتی در کنار بسیاری از نشریات و رسانه های دیگر با تمام قوا به مبارزه با این دیانت و پیروان آن مشغولند و ظالمانه محدودیتهای بهاییان ایران را مسکوت میگذارند. لحن کلام این رسانه ها و سطح علمی و فرهنگی آنان طیف وسیعی را شامل میشود: از وبسایت های ظاهراً تحقیقی با شکل و شمایلی آراسته و لحنی عالمانه و متمدن نما گرفته تا وبلاگهای بی شرم و حیا و افسارگسیخته که تنها حاوی توهین و فحاشی و پرده دری اند. ولی مودب یا فحّاش، عالمانه یا عامیانه، متمدنانه یا بدوی، تمام این سایتها اعتقادات و مقدسات بهاییان را هدف آماج حملات بی امان خود قرار داده اند. بسیاری بهاییان را به چالش میکشند و برای بحث بر سر اعتقاداتشان به مباحثه و مناظره دعوت میکنند و برای شبهات تکراری شان پاسخ می طلبند. بهاییان نیز چندین سایت اینترنتی برای پاسخگویی به این شبهات براه انداخته اند و بطور منظم به سوالات بهایی ستیزان پاسخ میگویند، ولی همانطور که تصور میشد شدت حملات بهایی ستیزان و حاکمیت نه تنها کمتر نشده، بلکه بیشترهم شده و به برگزاری سمینارها و گردهم آیی های ضد بهایی و امضای طومار نیز تسری یافته است. ولی چرا چنین است؟&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;تقریباً واضح است که حاکمیت هیچگاه به دنبال جواب این شبهات نبوده و قصد روشنگری نداشته و تنها تخریب بهاییان در افکار عمومی مردم ایران را دنبال میکرده، هدفی که از بدو تولد این دیانت در سرلوحه کار بهایی ستیزان قرار داشته است. بهاییان هم با پاسخگویی به این شبهات در حقیقت به دنبال زدودن اثر این سم پاشیها از ذهن مردم هستند و به بیداری ناگهانی وجدان بهایی ستیزان و دست کشیدن آنان از تهمت و ظلم امید چندانی ندارند. ولی چرا این امید چنین کمرنگ است؟ بخاطر شرایطی که بهاییان در آن دعوت به مناظره و مباحثه میشوند.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;البته قبل از هرچیز باید یادآور شد که این دعوت به بحث و گفتگو نیز ریاکارانه است، و چون استقبال بهاییان از مناظره را میبینند و یارای مباحثه برابر را درخود نمیابند از اختصاص تریبونی هرچند کوچک نیز به بهاییان دریغ میکنند و آنان را در خفقانی مطلق محبوس میکنند، کما اینکه در سی سال گذشته حتی یک پاراگراف در یک روزنامه کم شمار محلی هم از بهاییان دیده نشده است چه برسد به دقایقی فرصت برای دفاع در صدا و سیمای سراسری. با این حال اگر حاکمیت و بهایی ستیزان با شبهاتی که مطرح میکنند حقیقتاً قصد روشنگری و حقیقت جویی داشتند، همراه با دعوت به مناظره، زمینه اخلاقی و پیش شرطهای انسانی یک مباحثه عادلانه را نیز فراهم مینمودند.  چطور میتوان در عرصه مناظره علمی بر طبل هل من مناظر کوبید در حالی که بهاییان سی سال از تحصیلات عالیه دانشگاهی و فرصت تقویت بنیه علمی بی بهره بوده اند؟! چطور میتوان حریف را به پاسخگویی دعوت کرد زمانی که امنیت مالی و جانی بهاییان در قبال باورهایشان سی سال در خطر جدی بوده است؟! چطور میشود بهاییان را به مباحثه در برابر همگان دعوت کرد در حالی که نیروهای امنیتی که باید حفظ امنیت بهاییان در طول مباحثه را عهده دار باشند خود به ضرب و شتم و دستگیری و تخریب قبرستانها مشغولند؟! وقتی بهایی مرده خفته درسکوت قبرستان امنیت ندارد با کدام تضمین امنیتی میتوان بهایی زنده را دعوت به مناظره عمومی کرد؟! چگونه میتوان از لابلای متون کتب بهاییان سوال مطرح کرد در حالی که دسترسی بهاییان به متون مذهبی خودشان روز بروز کمتر میشود و کتابها و کامپیوترها و سی دی ها و سایر منابع آنان بطور منظم هدف حمله عمال حکومتی قرار میگیرد و به تاراج میرود؟ چطور میتوان در چنین مناظره ای مردم را به قضاوت گرفت وقتی که هیچکدام از کتب بهایی برای داوری در دسترس عموم نیست و سایتهای اینترنتی بهاییان نیز با قفل و زنجیر فیلتر از دسترس دور مانده اند و تنها منبع بهایی شناسی برای اهل تحقیق ردیه ها و نوشته جات مغرضین و مخالفین است؟ این چگونه مباحثه ایست؟! آیا اولین شرط هر مناظره ای حقوق مساوی طرفین نیست؟ &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;چگونه است که مسئولین کشور ما سی سال است که مذاکره و گفتگو با آمریکا را مشروط به &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;a href="http://zamaaneh.com/news/2009/02/post_7951.html"&gt;فضای عادلانه و احترام متقابل&lt;/a&gt;، احترام به &lt;a href="http://www.tebyan.net/politics_social/politics/domestic_policy/political_terminology/2008/7/29/71260.html"&gt;حقوق، قانون و شرایط احترام‌آمیز&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/10/081011_si-iranus-relations.shtml"&gt;عدالت و انصاف &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;کرده اند ولی از بهاییان میخواهند که هیچ حقی را طلب نکنند و خواست احترام متقابل و عدالت و انصاف و قانون مداری از طرف آنان را زیاده خواهی تلقی می نمایند. چرا باید بهاییان هر گونه اهانت و فحاشی را بپذیرند و در این مباحثه نابرابر پاسخگوی شبهات آقایان نیز باشند؟! &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;واقعیت اینست که در چنین شرایطی انتظار هیچگونه گفتگو و مباحثه سازنده ای نمیتوان داشت. همانطور که پیش از این یکبار در پاسخ به آقای اعلمی ذکر شد، تا زمانی که حقوق شهروندی بهاییان&lt;b&gt; برابر &lt;/b&gt;با بقیه ایرانیان نیست و برای دفاع از خودشان امکاناتی&lt;b&gt; مساوی&lt;/b&gt; با منتقدین ندارند هر گونه بحثی پیرامون اعتقادات آنان مخالف اصول وجدانی و اخلاقیست. دوستان بهایی ستیز برای اثبات حسن نیتشان پیش از هر پرسشی از باورهای بهاییان باید تمام تلاش خود را صرف احقاق حقوق پایمال شده آنان و ساخت بستر مناسب برای گفتگو نمایند. بنابراین شایسته است که پیش از طرح هرگونه پرسشی از باورهای بهاییان، هر ایرانی منصفی حبس هر بهایی را حبس خود بداند و اجهاف به هر بهایی را ظلم به خود تلقی کند و در رفع آن بکوشد. پرسشگران از بهاییان خود باید در خط مقدم مبارزه برای احقاق حقوق آنان باشند تا شبهه هرگونه همدستی با ظالم و زمینه سازی ظلم را بزدایند. فقط بدین شکل میشود به ثمربخش بودن یک مناظره امیدوار بود.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;با اینکه همانطور که نشان داده شد حداقل پیش نیازهای لازم برای یگ گفتگوی سالم بین بهاییان و منتقدین آنان مهیا نیست، ولی میبینیم که بهاییان باز هم از پاسخگویی به شبهات دریغ نمیکنند. البته حضرات گمان نکنند که چون بهاییان در پاسخگویی گشاده دستی میکنند پس از حقوق ابتدایی خود بیخبرند؛ خیر، آنان حق خود را خوب میدانند ولی همچون صد و شصت سال گذشته آگاهی هموطنانشان را به اندازه مطالبه حقوق خود مهم شمرده اند و گاهی نیز این آگاه سازی را مقدم داشته اند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;این نوشتار را همچنین میتوانید در این سایت ها بیابید:&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;http://memory-and-history.blogfa.com/post-31.aspx&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;http://www.iranian.com/main/comment/reply/56307/142162&lt;br /&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-8857366784371471498?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/8857366784371471498/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=8857366784371471498&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/8857366784371471498'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/8857366784371471498'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2009/02/blog-post_16.html' title='الفبای گفتگو'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-5896822157571545313</id><published>2009-02-12T12:59:00.000-08:00</published><updated>2009-02-23T07:58:19.303-08:00</updated><title type='text'>اتهامات جمع یاران ایران</title><content type='html'>&lt;meta equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"&gt;&lt;meta name="ProgId" content="Word.Document"&gt;&lt;meta name="Generator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;meta name="Originator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;link rel="File-List" href="file:///C:%5CUsers%5CShahin%5CAppData%5CLocal%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;    &lt;w:usefelayout/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:Batang; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-alt:바탕; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;} @font-face 	{font-family:"\@Batang"; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0in; 	margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:Batang;} a:link, span.MsoHyperlink 	{color:blue; 	text-decoration:underline; 	text-underline:single;} a:visited, span.MsoHyperlinkFollowed 	{color:purple; 	text-decoration:underline; 	text-underline:single;} @page Section1 	{size:8.5in 11.0in; 	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; 	mso-header-margin:.5in; 	mso-footer-margin:.5in; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; 	mso-para-margin:0in; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;خبرگزاري دانشجويان ايران (ایسنا) دیروز چهارشنبه &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;۲۳&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" lang="FA"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;بهمن &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;۱۳۸۷&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;به نقل از معاون امنیت دادسرای تهران از اتهامات جمع یاران ایران خبر داد. وي برخي از عناوين اتهامي متهمان را جاسوسي براي اسراييل، توهين به مقدسات و تبليغ عليه نظام &lt;a href="http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1288527"&gt;عنوان كرد&lt;/a&gt;. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;بجاست که مقامات مسئول در این رابطه چند نکته را توضیح فرمایند تا شبهاتی که در این رابطه در افکار عمومی بوجود آمده رفع گردد:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;1. معاون امنیت دادسرای عمومی و انقلاب تهران مرداد ماه امسال &lt;a href="http://zamaaneh.com/news/2009/02/print_post_7962.html"&gt;گفته بود&lt;/a&gt; که هفت‌ بهایی دستگیر شده اعتراف کرده‌اند با «بعضی از کشور‌ها از جمله اسرائیل» در ارتباط بوده و «دستوراتی» از آنها دریافت می‌کرده‌اند. اگر بهاییان دستگیر شده تابستان امسال اعتراف کرده اند چرا صدور قرار مجرمیت آنان تا بحال طول کشیده است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2. با توجه به اینکه تمامی فعالیتهای جامعه بهایی ایران از ابتدای انقلاب زیر نظر مسئولین بوده، متهمین چطور موفق به فعالیتهای جاسوسی شده اند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3. با توجه به اینکه بهاییان از تصدی پستهای دولتی ممنوعند، چگونه امکان دستیابی به اطلاعات و جاسوسی را یافته اند؟ اگر این مسئله بر اثر اهمال مأمورین حراست یا وزارت اطلاعات اتفاق افتاده، چه کسی مسئول چنین اهمال کاری است که بهاییانی که حتی از ورود به دانشگاه ها ممنوعند توانسته اند از سد محکم امنیتی بگذرند و به اسناد طبقه بندی شده دست یابند؟ اگر اصولاً فعالیتهای جاسوسیشان در حوزه های دیگر بوده این حوزه ها چه بوده اند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4. بهاییان در قبال جاسوسی چه دریافت کرده اند و این اقلام (یا وجوه) اکنون کجا نگهداری میشوند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5. با توجه به اینکه بهاییان به حکم دیانتشان از کارهای سیاسی ممنوعند فعالیتهای جاسوسی آنان بر چه اساس انجام شده است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6. اگر به گفته معاون امنیت دادسرای عمومی و انقلاب تهران یاران ایران به جاسوسی برای «بعضی از کشور‌ها از جمله اسرائیل» اعتراف کرده‌اند چرا تنها به جرم جاسوسی برای اسرائیل برایشان کیفرخواست صادر شده است؟ بقیه کشورها کدامها بوده اند و چه منافع مشترکی با اسرائیل داشته اند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7. با توجه به اینکه برای اقامه جرم نیاز به وجود یک انگیزه مشخص است، انگیزه جمع یاران ایران برای جاسوسی چه میتوانسته باشد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8. با توجه به اینکه بهاییان تنها اقلیت غیر مسلمان ایران هستند که به حقانیت اسلام معتقدند و در آثار بهایی حتی یک مورد توهین به مقدسات و باورهای اسلامی وجود ندارد، «توهین به مقدسات» از طرف جمع یاران ایران با چه انگیزه ای میتوانسته صورت گرفته باشد؟ این توهین کی و کجا صورت گرفته است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;9. با توجه به اینکه همانطور که اشاره شد بهاییان نه تنها به حکم دیانتشان از کارهای سیاسی ممنوعند بلکه مأمور به تابعیت از دولتند با چه انگیزه ای علیه نظام تبلیغ کرده اند و این تبلیغ کی و کجا انجام شده است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;10. مسئولین با کسانی که پیش از اعلام جرم و صدور کیفرخواست بهاییان را به اتهامات واهی بمب‌گذاری &lt;a href="http://zamaaneh.com/news/2009/02/post_7962.html"&gt;متهم کرده&lt;/a&gt; و با دروغگویی و افترا فضا را برعلیه آنان مسموم کرده بودند چگونه برخورد خواهد کرد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امیدواریم مسئولین محترم با پاسخ به این سوالات شبهه ناعادلانه و ظالمانه  بودن روندهای قضایی در ایران را از اذهان بزدایند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;این نوشتار را همچنین میتوانید در این سایت ها بیابید:&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;http://memory-and-history.blogfa.com/post-30.aspx&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-5896822157571545313?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/5896822157571545313/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=5896822157571545313&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/5896822157571545313'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/5896822157571545313'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2009/02/blog-post_12.html' title='اتهامات جمع یاران ایران'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-5578472325025706284</id><published>2009-02-02T15:28:00.000-08:00</published><updated>2009-02-23T08:13:18.567-08:00</updated><title type='text'>بازی بی پایان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;meta equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"&gt;&lt;meta name="ProgId" content="Word.Document"&gt;&lt;meta name="Generator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;meta name="Originator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;link rel="File-List" href="file:///C:%5CUsers%5CShahin%5CAppData%5CLocal%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;    &lt;w:usefelayout/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:Batang; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-alt:바탕; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;} @font-face 	{font-family:"\@Batang"; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0in; 	margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:Batang;} span.title 	{mso-style-name:title;} @page Section1 	{size:8.5in 11.0in; 	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; 	mso-header-margin:.5in; 	mso-footer-margin:.5in; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; 	mso-para-margin:0in; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;کسانی که کشمکش های مداوم جامعه بهایی با حاکمیت و بهایی ستیزان را دنبال میکنند به راحتی میتوانند&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;یک چرخه تکرار شونده را مشاهده نمایند: دایره بی انتهای تهمتها و دروغهای تکراری بهایی ستیزان از یک طرف و تلاش بهاییان برای پاسخگویی و رفع شبهات از طرف دیگر. با اینکه عمق سخافت &lt;a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8711081761"&gt;دروغها&lt;/a&gt; و تناقض فاحش &lt;a href="http://www4.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=197658"&gt;تهمتها&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://www.ido.ir/n.aspx?n=13871101123"&gt;افترائات&lt;/a&gt; بهایی ستیزان آنقدر هست که ناظرین منصف را پوزخند بر لب آرد، واقعیت اینست که اینان در نبرد ناجوانمردانه و نابرابری که علیه بهاییان آغاز کرده اند تا حد زیادی موفق بوده اند. علتش هم بسیار ساده است. بهایی ستیزان از یک قانون ابتدایی ولی مؤثر پیروی میکنند: بهترین دفاع حمله است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;واقعیت اینست که بهایی ستیزان موفق شده اند جریان بازی را عوض کنند و بهاییان را در مسائلی که بشکل طبیعی &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;نیازی به دفاع ندارند در موضع دفاعی قرار دهند. آنها صورت مسئله را عوض کرده اند و ذهن مردم را با استفاده از بلندگوهای دولتی و امکانات عظیم تبلیغاتی به سوالاتی تقلّبی و نامربوط بجای پرسشهای اصلی و حقیقی مشغول کرده اند. بهایی ستیزان موفق شده اند که افکار مردم را از توجه به مسائل اصلی مربوط به بهاییان منحرف کنند. چگونه؟ با ریختن کوه تهمتها و دروغهای بی اساس و سخیف بر سربهاییان و قرار دادن آنها در موضع تدافعی. بهایی ستیزان با اینکار به چند هدف میرسند: اول اینکه با نگاه داشتن دائم بهاییان در جایگاه یک متهم آنها را در ذهن مردم مشکوک و مصداق "تا نباشد چیزکی ..." قرار میدهند. دوم اینکه به زعم خودشان تمام انرژی و وقت بهاییان را صرف پاسخگویی و دفاع میکنند، به شکلی که جایی برای مطالبه حقوق باقی نماند. سوم اینکه اگر مردم ایران از صدها دروغ که در رابطه با بهاییان گفته میشود یکی را هم باور کنند باز بهایی ستیزان برنده اند. چهارم اینکه با این دروغها ظلم به جامعه بهایی را موجه جلوه میدهند. پنجم اینکه با حجم بالای اتهامات بی پایه، فعالین حقوق بشر را از مداخله و دفاع از بهاییان میترسانند، ششم اینکه بدین وسیله هرکه را که در صدد حمایت از بهاییان بر آید را شریک جرم آنان وانمود کرده و در نتیجه بهاییان را ایزوله میکنند. هفتم اینکه دوستان آشنای لباس شخصی (بخوانید عمّال حکومتی) را تحریک کنند که به آزار بهاییان بپردازند، و چون این آزار از یونیفورم پوش ها نیست آنرا "امواج سهمگین خشم ملّت غیور" بنامند و خود را از پاسخگویی معاف بدارند، و هشتم و مهمترین اینکه ذهن مردم را از طرح سوال اصلی منحرف میکنند. و اما سوال اصلی چیست؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;سوال اصلی قطعاً این نیست که چرا به نظر میرسد که بهاءالله در جایی ادعای الوهیت کرده، یا اینکه آیا در آن واحد سه همسر داشته یا نداشته، یا اینکه چرا دولت انگلیس به عبدالبهاء لقب سِر داده، یا اینکه چرا اماکن مقدسه بهاییان در اسرائیل واقع شده، یا اینکه چرا حکم حرمت ازدواج با محارم در دیانت بهایی آنگونه که حضرات می پسندند نیست، یا اینکه فلسفه تجدید اسباب خانه هر نوزده سال یکبار چیست. سوال واقعی هیچکدام از اینها نیست. سوال واقعی اینست که این مسائل اصولاً چه ارتباطی به بهایی ستیزان و حاکمیت دارد؟ چرا باید حقوق بهاییان منوط و مشروط و مربوط به اعتقاداتشان باشد؟ رئیس جمهور ما در پاسخ خبرنگاری که از تضییع حقوق بهاییان پرسید از نام پیامبر بهاییان &lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=UvMMkXRUVhY"&gt;سوال میکند&lt;/a&gt;! فرض کنیم اصولاً بهاییان پیامبر نداشته باشند، کجای قانون اساسی ذکر شده که رئیس جمهور تنها حافظ منافع و مدافع حقوق کسانیست که پیامبر دارند؟! مگر حکومت در آمریکا یا سایر کشورهایی که مسیحیان اکثریت و قدرت دارند هنگام ثبت نام جوانان مسلمان در دانشگاه ها از پیامبرشان میپرسند؟ مگر در بند نهم اصل سوم قانون اساسی دولت به عنوان ضامن اجرای قانون موظف به "&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه‏های مادی و معنوی" نشده است؟ مگر اصل چهاردهم دولت و مسلمانان را موظف نمیکند که " نسبت به افراد غیر مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند"؟ مگر اصل نوزدهم نمیگوید که "مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند"؟ مگر اصل بیستم نمیگوید که "همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند"؟ و بالاخره مگر اصل بیست و سوم نمیگوید که "تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‏ای مورد تعرض و موُاخذه قرار دارد"؟! پس چرا رئیس جمهور از پیامبر بهاییان میپرسد؟ میدانید اگر رئیس جمهوری شیطان بزرگ چنین بگوید چه بر سرش می آید؟ چرا باید باورهای مذهبی یک مادر پیرِ رنجدیده، حق گریستن بر مزارِ فرزندِ اعدام شده اش را ازاو &lt;a href="http://hrairan.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=350:466&amp;amp;catid=66:304&amp;amp;Itemid=293"&gt;بگیرد&lt;/a&gt;؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;بله عزیزان سوالاتی که حاکمیت سعی میکند پنهان کند اینهاست. وگرنه آقای دکتر ولایتی خوب میداند که هویدا بهایی نبوده و حتی اگر هم میبود دلیلی برای تخریب قبرستانهای بهایی نمیشد. دلیلی برای آزارها، تخریب ها، تصرف ها، اخراج ها، بازداشتها و اعدام ها نمیشد. ولی ایشان از اهانت به مردگان سخن نمیگوید، وذهن شنونده را مشغول کوهی از دروغها میکند تا کسی نپرسد پس چرا بهشت زهرا را خراب نمیکنیم، مگر شاه و سران ساواک مسلمان نبودند؟ چرا جلوی ورود جوانان مسلمان را به دانشگاه نمیگیریم، مگر قبله اول مسلمین نیز در اسرائیل واقع نشده است؟ اگر آنچه در مورد بهاییان میگویید درست است چرا به آنان اجازه دفاع نمیدهید؟&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;span dir="rtl"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;بله عزیزان، آقای ولایتی و آقای سید محمد کاظم احمدی و &lt;/span&gt;&lt;span class="title"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;آقای &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;سيد كاظم موسوي و دیگران خوب میدانند که دروغ میگویند و گمراه میگنند. ولی نومیدانه این چرخه فرساینده و این بازی متظاهرانه را ادامه میدهند تا شاید چند صباحی دیگر بتوانند مردم را بفریبند و عوام را گمراه کنند، تو گویی رگ حیاتشان از این فریب ها خون می گیرد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;این نوشتار را همچنین میتوانید در این سایت ها بیابید:&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;http://memory-and-history.blogfa.com/post-28.aspx&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-5578472325025706284?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/5578472325025706284/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=5578472325025706284&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/5578472325025706284'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/5578472325025706284'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2009/02/blog-post.html' title='بازی بی پایان'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-704063423526588531</id><published>2009-01-22T10:40:00.000-08:00</published><updated>2009-02-23T08:15:05.239-08:00</updated><title type='text'>ما چگونه ما شدیم؟*</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;meta equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"&gt;&lt;meta name="ProgId" content="Word.Document"&gt;&lt;meta name="Generator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;meta name="Originator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;link rel="File-List" href="file:///C:%5CUsers%5CShahin%5CAppData%5CLocal%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;    &lt;w:usefelayout/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:Batang; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-alt:바탕; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;} @font-face 	{font-family:"\@Batang"; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0in; 	margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:Batang;} @page Section1 	{size:8.5in 11.0in; 	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; 	mso-header-margin:.5in; 	mso-footer-margin:.5in; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; 	mso-para-margin:0in; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;انتخاب اوباما به ریاست جمهوری ایالات متحده از زوایای زیادی قابل بررسیست. آمریکائیان به این انتخاب میبالند و آنرا شاهدی میدانند بر این ادعا که آمریکا حقیقتاً "سرزمین فرصتهای طلایی" برای همگان است.&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;اینکه این سرزمین از زمان برده داری تا بحال چقدر تغییر کرده اکنون نمادی عینی و شاهدی تمام عیار برای جهانیان یافته است. اکنون آمریکائیان میتوانند سرشان را با غرور بالا بگیرند و بگویند که در مملکتشان حقوق مساوی برای تمام شهروندان—از فقیر و سیاه گرفته تا غنیّ و سفید، از چینی و هندی گرفته تا ایرانی و مکزیکی روسی—تضمین شده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;ولی این انتخاب برای ما ایرانیان چه درسهایی دارد؟ آیا دستاوردهای مدنی ما از زمان کورش کبیر تا کنون با دستاوردهای مدنی آمریکاییان از زمان لغو برده داری تا بحال قابل مقایسه است؟ آنان به کجا رسیدند و ما به کجا؟ فرزند یک سیاهپوست آفریقایی که اسم حسین را یدک میکشد در کشوری که دشمن شماره یک مسلمانان محسوب میشود به مقام ریاست جمهوری میرسد، ولی شهروندان بهایی ما ایرانیان نه تنها از ابتدایی ترین حقوق انسانیشان محرومند بلکه مردگانشان هم از حملات عمّال دولتی &lt;a href="http://zamaaneh.com/humanrights/2009/01/post_326.html"&gt;در امان نیستند&lt;/a&gt;. میگیرند، میبرند، تحقیر میکنند، اخراج میکنند، مصادره میکنند، خراب میکنند و میکشند و "در مزار آباد شهر بی طپش وای جغدی هم نمی آید بگوش"(1). &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;خواهد آمد روزی که فرزندان ما در کتابهای تاریخشان از آنچه امروز بر بهائیان ایران میرود خواهند خواند. اگر آنروز از ما بپرسند که شما در برابر این همه جنایت چه کردید ما چه خواهیم گفت؟ &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;*دکتر صادق زیباکلام&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;1. &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;مهدی اخوان ثالث&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;این نوشتار را همچنین میتوانید در این سایت ها بیابید:&lt;br /&gt;http://www.negah28.info/index.php?option=com_content&amp;amp;task=view&amp;amp;id=967&amp;amp;Itemid=24&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-704063423526588531?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/704063423526588531/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=704063423526588531&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/704063423526588531'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/704063423526588531'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2009/01/blog-post_22.html' title='ما چگونه ما شدیم؟*'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-3674169214158290652</id><published>2009-01-06T19:18:00.001-08:00</published><updated>2009-09-10T09:22:05.892-07:00</updated><title type='text'>دریای محبت</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_-hHNCiXfr-E/SWQfZawN82I/AAAAAAAAAD0/FO1wCtinmFk/s1600-h/Aziz-aghajoon.JPG"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 400px; height: 162px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_-hHNCiXfr-E/SWQfZawN82I/AAAAAAAAAD0/FO1wCtinmFk/s400/Aziz-aghajoon.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5288386383978558306" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;meta equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"&gt;&lt;meta name="ProgId" content="Word.Document"&gt;&lt;meta name="Generator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;meta name="Originator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;link rel="File-List" href="file:///C:%5CUsers%5CShahin%5CAppData%5CLocal%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;    &lt;w:usefelayout/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:Batang; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-alt:바탕; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;} @font-face 	{font-family:"\@Batang"; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0in; 	margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:Batang;} @page Section1 	{size:8.5in 11.0in; 	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; 	mso-header-margin:.5in; 	mso-footer-margin:.5in; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; 	mso-para-margin:0in; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;به یاد عزیز و آقاجون&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;انگار مرا به آنجا بسته بودند. سخت بود که مرا جای دیگری نگهداری و من آخرش به شکلی خود را به آنجا نرسانم. آنجا بابلسر بود. عزیز داشت و آقاجون. خانه ای بزرگ و دلباز با باغی &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;مصّفا و حوضی پر آب و دو سرو به بلندای روح بزرگ صاحبانش. مهربانترین آدمهای روی زمین آنجا بودند. صفا و صمیمیت و محبت&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;/span&gt; &lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;معانی واقعیشان را آنجا میافتند. بهشت اگر بود آنجا بود. جایی که هر آدمی در خواب و بیداری آرزویش را میکند و برای یافتنش و تجربه اش عمری میگذارد. جایی که همیشه میشد با شهروز و شهرام و آرش فوتبال بازی کرد و برای آقاجون تله گذاشت. جایی که میشد با آجرهای کهنه و گِل خانه ساخت و احساس بزرگی کرد. جایی که میشد به امید زولبیا بامیه خریدن درغروبهای ماه رمضان پول جمع کرد. جایی که میشد دزدکی به اطاق مهمانی سرک کشید و شیرینی نخودی دزدید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt; جایی که رنگ کردن تخم مرغ های عید در آن ایوان آفتابی بهترین سرگرمی دنیا بود. &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;جایی که میشد تا دم صبح بیدار نشست و به آرش گوش سپرد که فیلم هایی را که دیده بود با آب و تاب برایت تعریف کند. جایی که میشد زیر کرسی عزیز غنود و به شعله علاءالدین خیره شد و منتظر سوسیس-تخم مرغ شهروز ماند (هیچوقت نفهمیدم که این معجزه شهروز بود یا عزیز، ولی هنوز هیچ کجا سوسیس-تخم مرغ به آن خوشمزگی نخورده ام). جایی که غم و غصّه و نگرانی به آن راه نداشت و هرچه بود آرامش بود و لبخند. جایی که میشد با رویایش و با امیدش امتحانات ثلث دوم و سوم را راحت تر پشت سر گذاشت. جایی که میشد شطرنج و حکم و پوکر و هزار و یک بازی و کلک دیگر از آرش یاد گرفت و بعداً برای پز دادن جلوی دخترهای دوست و فامیل از آنها استفاده کرد. جایی که میشد در آن عیدها را با صدها یاد و خاطره و امید و آرزو و رویا و خیال همراه کرد. جایی که عیدها در آن جمعیت مهمانان موج میزد و هیچوقت در اطاق مهمانیش برای همه مهمانان جا نبود. جایی که گرانترین کولرهای جهان صفای دَمِ خنکش را در خواب هم نمیدیدند. جایی که میشد با تماشای عکسهای جدید تورج و دایی حسام جادوی آمریکا را احساس کرد. جایی که میشد نصفه شبها از اطاق وسطی به ایوان پشت رفت و یواشکی به باقلاهایی که آقاجون تازه کاشته بود جیش کرد. جایی که هیچوقت در آن به اندازه آدمها دمپایی نبود. جایی که پشه بند هایش جلوی همه چیز را میگرفتند بجز پشه. جایی که کسی در آن غریبه نبود و جایی که دست های لرزان عزیز و لبخند بی دندان آقا جون گرانترین گنجینه های جهان بودند. جایی که&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt; وقتی&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt; آقا جون دست مهربانی برپشت سهیلا میکشید و میگفت: "سهیلا؛ دریااااای محبت" تو پیش خود فکر میکردی که مگر میشود کسی به این خانه بیاید و&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;قطره ای از این دریای محبت نشود؟ &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;باشد که همه ما که آن دریای محبت را به چشم دیدیم آنرا در خانه هایمان برای دیگران زنده کنیم تا خاطره های طلایی عزیز و آقاجون با فروخته شدن آن خانه رویایی تمام نشود.&lt;span style=""&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style=""&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-3674169214158290652?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/3674169214158290652/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=3674169214158290652&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/3674169214158290652'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/3674169214158290652'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2009/01/blog-post_3219.html' title='دریای محبت'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_-hHNCiXfr-E/SWQfZawN82I/AAAAAAAAAD0/FO1wCtinmFk/s72-c/Aziz-aghajoon.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-5504508546280653105</id><published>2008-12-22T21:26:00.000-08:00</published><updated>2010-07-18T16:25:05.870-07:00</updated><title type='text'>عصر قهرمانان به پایان نرسیده است</title><content type='html'>&lt;meta equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"&gt;&lt;meta name="ProgId" content="Word.Document"&gt;&lt;meta name="Generator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;meta name="Originator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;link rel="File-List" href="file:///C:%5CUsers%5CShahin%5CAppData%5CLocal%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;    &lt;w:usefelayout/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:Batang; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-alt:바탕; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;} @font-face 	{font-family:"\@Batang"; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0in; 	margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:Batang;} @page Section1 	{size:8.5in 11.0in; 	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; 	mso-header-margin:.5in; 	mso-footer-margin:.5in; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; 	mso-para-margin:0in; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;یادم میاید وقتی آقای خاتمی برای اولین بار برنده انتخابات ریاست جمهوری شد، مردمی که تجسّم رهبر رویاییشان را در وجود او دیدند خودآگاه و ناخودآگاه به او برای احقاق کوه مطالباتشان دل بستند. بیست میلیون ایرانیِ خسته ِاز ظلم و تحقیر با هزار امید و آرزو پای صندوق های رأی رفتند در حالی که تنها قلیلی از آنها به پیروزی او خوشبین بودند. ولی پیروزیِ غیر منتظره و هیجان انگیزِ آقای خاتمی نور امیدی گرما بخش به کنج دل های سرد و دردکشیده مردم تاباند و آنقدر بود که خواسته یا ناخواسته جامه یک قهرمان را بر تن او کرد و انتظاراتِ واقعی و غیر واقعی بسیاری در اذهان مردمِ امیدوار بوجود آورد. در این میان بسیاری از طرفداران واقع بین تر آقای خاتمی که از قدرت مخالفین ایشان در سیستم پیچیده حکومت آگاه بودند و دستی هم در رسانه ها داشتند به تعدیل انتظارات مردم پرداختند و آقای خاتمی را به تنهایی ناتوان از تحقق تمام مطالبات بر شمردند. در این راستا عده ای حتی پا را فراتر گذاشته و بر اساس شواهدی که هنوز هم بر صاحب این قلم مبهم و نامعلوم است اظهار داشتند که "عصر قهرمانان به پایان رسیده است" و مردم نباید برای کسب مطالباتشان منتظر یک قهرمان باشند. خوب به خاطر میاورم که این جمله مرا سخت به فکر فرو برد. تلاش برای معقول ساختن خواسته های مردم و تغییر جهت این هیجان و انرژی به سمت خودشان به نظرم کار درستی می آمد. اگر بیست میلیون ایرانی بجای امید بستن به یک نفر به خودشان امید می بستند و تکلیف شرعی و ملّیشان را بیش از رأی دادنِ تنها می دیدند ایران ما گلستان میشد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;ولی آیا حقیقتاً عصر قهرمانان به پایان رسیده بود؟! در کدام مقطع تاریخ این اتفاق افتاد که ما در زمان انتخاب آقای خاتمی تازه به آن پی بردیم؟!&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;آخرین قهرمان ما ایرانیان که بوده؟ این سؤالات مرا واداشت که از خود معنای " قهرمان" را دوباره بپرسم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;ممکن است بگویید که قهرمان آن مادر جوانیست که شکم فرزندانش را با کُلفتی سیر میکند ولی تن به خود فروشی نمیدهد، یا آن جوانی که به مواد مخدر نه میگوید، یا آن معتادی که ترک میکند و به یک ورزشکار ملّی تبدیل میشود، یا آن نوجوانی که هم به جای پدر علیلش خرج خانه را در می آورد و هم معدّل بیست میگیرد. شکّی نیست که اینان همه قهرمانند، ولی در آن لحظه به نظرم آمد که قهرمان کسیست که برمیخیزد. کسی که&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;پای حرفش می ایستد. کسی که برای زنده نگهداشتن خوبی ها و نشان دادن فضائل و سجایای دفن شده و فراموش شده یک ملّت فریاد میکشد. کسی که جان میدهد تا حقیقت رخ بنماید. کسی که با دروغ و خیانت و دورویی میجنگد. کسی که تمثیل آزادگی و وجدان یک ملّت میشود و بالاخره کسی که حاضر است برای دفاع از آنچه حقّ میپندارد فدا شود.&lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;وقتی نگاهی به اطراف انداختم کسی که در تعریف من از قهرمان بگنجد نیافتم. در دنیایی که منفعت شخصی حرف اول را میزند و دروغ و ریا ابزارهای گریزناپذیر پیشرفت شده اند "قهرمان" فقط متعلق به شاهنامه است. در دید مردمی که سالهاست در بازی زندگی شرافت و صداقت را باخته اند قهرمانی یعنی حماقت. برای مردمی که در کتابها و فیلمها حماسه قهرمانان واقعی را خوانده و دیده اند، ولی هزینه قهرمانی را بسیار بیشتر از بضاعت ناچیز خود می یابند و برای کسانی که دیگر به سختی میتوانند حتی قهرمانِ فرزندانِ خودشان باشد قهرمانیِ یک ملّت مزاحی تلخ است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;به نظر میرسید که چاره ای بجز قبول این واقعیّت غم انگیز نبود: ظاهراً عصر قهرمانان برای همیشه به پایان رسیده است. ولی بعد به خاطر آوردم که اگر چه بنظر میرسد که در چند دهه اخیر بخاطر فشارهای روز افزون اقتصادی و خفقان کشنده اجتماعی "قهرمانی" را به لقمه نانی فروخته ایم، تک ستاره هایی روشن در آسمان تاریک ما سوسوی قهرمانی زده اند و هراز چندی ستاره های رخشان جدیدی نیز شب ما را روشن میکنند تا به خاطرمان بیاورند که قهرمانان نمرده اند. هنوز هستند کسانی که پای باور هایشان می ایستند و برای نجات هویّت مردمشان جان میدهند.&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;نه امیر لشگرند و نه سرباز دلاور. نه عکسشان را بر در و دیوار میبینی و نه نامشان را از تلویزیون و رادیو میشنوی. گمنامند، ولی مصداق واقعی قهرمانان اسطوره ای اند. روح مغرور حماسه سازان تاریخ ما را به وضوح در قامتشان میتوان دید، هرچند که به ظاهر دخترکانی بیش نباشند. آری &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%88%D9%86%D8%A7_%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF"&gt;مونا محمودنژاد&lt;/a&gt; را میگویم. دخترکی&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;که تازه عروسک بازی را کنار گذاشته بود، هنوز وقت داشت که عزیز دردانه پدر باشد، تازه وقت عاشق شدنش بود و وقت خود را در لباس عروس تصویر کردن. دختران نمونه هم سن و سال او را با نمرات خوب و آشپزی ممتاز و خیاطی هنرمندانه و احیاناً نوازندگی ساز میشناختند. کسی از او انتظار "شهادت" نداشت؛ تازه از کودکی در آمده بود. ولی ظاهراً حاکم شرعی که حکم اعدام او را صادر کرد اینها را نمیدانست. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;مونا هم البته میتوانست به رسم معروف و مألوف دهه های اخیر بر پرده تلویزیون ظاهر شود و اقرار به جاسوسی کند. اعتراف کند که از سیزده سالگی از اسراییل و آمریکا پول میگرفته تا حکومت ایران را براندازی کند. میتوانست از باورهایش توبه کند و مثل حاکم شرعی که گردن نازکش را با طناب دار فشرد به کفر و نجاست دگراندیش ایمان بیاورد. مجتهدی برگزیند و ذهن چالاک و روح یاغیش را اسیرتقلید چشم بسته کند. این قطعاً چیزی بود که حاکم شرع میخواست. مردان دلاور و مبارز و پهلوانانِ عرصه ِمقاومت در زیر فشار شکنجه به برّه ای مطیع تبدیل شده بودند و به کرده و نکرده شان اعتراف میکردند، کسی که از یک دختربچه شانزده ساله انتظاری نداشت. اگر حرف بازجویان را گوش گرفته بود حال احتمالاً زن عقدی یا صیغه ای پسر کوچک حاج آقا بود و داشت بچه هایش را بزرگ میکرد. شاید هم در یک دانشگاه خوب قبول میشد و به جمع کثیر دختران جویای کار می پیوست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;ولی در عوض مونای کوچک تصمیم گرفت که قهرمان باشد. ایستاد و آنچه در دل داشت را فریاد کرد. گفت که در دین او همه فرزندان خدا برابرند و کسی نجس و ناپاک نیست. گفت که زمان رهایی از تقالید و تعصبات است و زمان جستجوی حقیقت با چشمانی شسته از غبار خرافات و موهومات. زمان بازگرداندن مقام واقعی زن به او. زمان گوش سپردن به کسی که پیامی امروزین برای دنیای امروز دارد و به آیین محمد هم جامه ای نو پوشانده است.&lt;/span&gt;&lt;span style=""&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;البته این آزادگی به قیمت جانش تمام شد و زندگیش را حماسه کرد و نامش را اسطوره. و جالب است که کسانی که زمانی چشم برگرفتنِ جان او بستند امروز به حقانیّت گفته هایش پی برده اند و حرفهایش را &lt;a href="http://zamaaneh.com/news/2008/12/_14_2.html"&gt;تکرار میکنند&lt;/a&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;یاد مونا گلویم را دوباره فشرد، و بیادم آورد که عصر قهرمانان هنوز به پایان نرسیده است. تا امثال مونا و &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87"&gt;طاهره قرة العین&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://www.bahaipedia.com/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D8%A7%D8%A8"&gt;سلیمان خان&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://www.bahaipedia.com/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%E2%80%8C%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D8%A7%D8%A8"&gt;انیس&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://bahaimartyrs.blogspot.com/2008/08/blog-post_10.html"&gt;دکتر داوودی&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://bahaimartyrs.blogspot.com/2008/08/blog-post_12.html"&gt;ژینوس محمودی&lt;/a&gt; و دیگران بودند و هستند قهرمانی هم هست. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;نیاید روزی که خاک پاک سرزمین ما بدون قهرمان بماند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;br /&gt;این نوشتار را همچنین میتوانید در این سایت ها بیابید:&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;http://www.negah28.info/index.php?option=com_content&amp;amp;task=view&amp;amp;id=950&amp;amp;Itemid=24&lt;br /&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-5504508546280653105?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/5504508546280653105/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=5504508546280653105&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/5504508546280653105'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/5504508546280653105'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2008/12/blog-post.html' title='عصر قهرمانان به پایان نرسیده است'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-7523342888405515004</id><published>2008-11-27T09:29:00.000-08:00</published><updated>2008-11-27T09:31:03.432-08:00</updated><title type='text'>صعود حضرت عبدالبهاء را جشن بگیریم</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;meta equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"&gt;&lt;meta name="ProgId" content="Word.Document"&gt;&lt;meta name="Generator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;meta name="Originator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;link rel="File-List" href="file:///C:%5CUsers%5CShahin%5CAppData%5CLocal%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;    &lt;w:usefelayout/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:Batang; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-alt:바탕; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;} @font-face 	{font-family:"\@Batang"; 	panose-1:2 3 6 0 0 1 1 1 1 1; 	mso-font-charset:129; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1342176593 1775729915 48 0 524447 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0in; 	margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:Batang;} @page Section1 	{size:8.5in 11.0in; 	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; 	mso-header-margin:.5in; 	mso-footer-margin:.5in; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; 	mso-para-margin:0in; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;صعود حضرت عبدالبهاء را جشن بگیریم! مگر وقتی دونده ای از خط پایان میگذرد و قهرمان میشود کسی غصه میخورد؟! حضرت عبدالبهاء خط پایان زندگی را با قهرمانی پشت سر گذاشت و نه تنها اول شد بلکه رکورد جدید انسانیت را به نام خودش ثبت کرد و استاندارد محبت و نوعدوستی را به بالاترین سطح ارتقاء داد. بهاییان افتخار میکنند که حضرت عبدالبهاء به تیم آنها تعلق دارد. وجود چنین قهرمانی روحیه آنها را قویتر میسازد و به بشریت نشان میدهد که تواناییهایشان بسیار بیشتر از آنست که تا بحال تصور میکردند. حال نوع انسان میداند که اگر بخواهد میتواند با تأسی به حضرت عبدالبهاء هر روز رکورد انسانیت خود را بهبود بخشد و خود الگویی برای اطرافیانش باشد.&lt;br /&gt;قهرمانی حضرت عبدالبهاء مبارک &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-7523342888405515004?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/7523342888405515004/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=7523342888405515004&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/7523342888405515004'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/7523342888405515004'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2008/11/blog-post_27.html' title='صعود حضرت عبدالبهاء را جشن بگیریم'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-694296636191621335</id><published>2008-11-04T21:31:00.000-08:00</published><updated>2008-11-05T09:37:14.848-08:00</updated><title type='text'>باراک اوباما</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;دیشب دنیا شاهد یک اتفاق تاریخی بود. باراک اوباما به عنوان چهل و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا انتخاب شد. پیروزی اوباما باعث خوشحالی بود چون نشان داد که مردم فرق یک مادر زحمتکش و یک متخصص، یک قهرمان جنگ و یک مدیر خردمند را میفهمند. مردم نشان دادند که مادران زحمتکش مثل سارا پیلن و قهرمانان ملی مثل جان مک کین قابل احترامند، ولی پیچیدگی های بسیار اداره یک کشورمردانی خردمند، نخبگانی آگاه و مدیرانی کارکشته میطلبد. اگر خواهان حل مشکلات هستیم باید کار را به کاردان بسپاریم.&lt;br /&gt;انتخاب اوباما تنها انتخاب یک سیاهپوست نبود. اوباما صدای تمام کسانیست که وطن پرستی را ورای یکسری جملات فریبنده و دروغین میبینند و عقل و اخلاق را مقدم بر شعار و تظاهر میشمرند. اوباما نشان داد که در سرزمینی که هالیوود یکه تاز عرصه فرهنگ سازی شمرده میشود، تصویر مردی آرام، باهوش و خردمند نه تنها خسته کننده نیست، بلکه میتواند بسیار جذابتر از اسپایدر من و سوپرمن باشد. اوباما نشان داد که تبلور فروتنی و  اخلاق بودن و سخن از اتّحاد و همبستگی راندن میتواند بسیار بیشتر از نفرت انگیزی و جنگ طلبی هیجان بیافریند و مردمی را که الگویی جز هالک و بتمن نداشتند را دیوانه وار مجذوب چهره آرام و شخصیت صبور خود کند. اوباما جنبه های کشف نشده و لایه های پنهان شخصیت و فرهنگ آمریکاییان را متبلور کرد و به خودشان و جهانیان نشان داد.&lt;br /&gt;به امید اینکه این انتخاب زمینه پیشبرد صلح و وحدت را در دنیا فراهم کند و حضور و ظهور عقل گرایی و گفتگو را در عرصه جهانی تقویت نماید.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-694296636191621335?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/694296636191621335/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=694296636191621335&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/694296636191621335'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/694296636191621335'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2008/11/blog-post_04.html' title='باراک اوباما'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-4660514365185195980</id><published>2008-11-01T18:58:00.000-07:00</published><updated>2008-11-01T20:07:50.264-07:00</updated><title type='text'>به امتحانش می ارزد</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl"&gt;&lt;/span&gt;"بنویسم یا ننویسم؟ آیا این نوشته ها اصولاً ارزش پاسخگویی دارند؟ حیف وقت گرانبها نیست؟"&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;اینها سوالاتی هستند که همیشه پس از خواندن مطالبی مشابه آنچه آقای لطفی در سایت ایرنا &lt;a href="http://www4.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=197658"&gt;نوشته اند &lt;/a&gt;به ذهنم هجوم می آورند. دوستانی که پیگیر تحولات اخیر کشورمان هستند بخوبی میدانند که هر فرد یا گروهی که هدف حملات این عزیزان قرار گرفته محبوبیتش شدیداً افزایش پیدا کرده و در صدر لیست انتخاب شوندگان مردم قرار گرفته. پس چه جای نگرانیست ازاین تهمت ها و دروغها و چرا باید عکس العمل نشان داد؟ نمیدانم. شاید بخاطر آن عده معدود فرضی که ممکن است این اتهامات را باور کنند گاهی برای پاسخی هر چند کوتاه دست به قلم میشوم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;از آنجا که به کتاب &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;فيچيکيا&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt; پیش از این دانشمندان بهایی &lt;a href="http://www.udoschaefer.com/pdffiles/Making%20the%20Crooked%20Straight%20-%20persian.pdf"&gt;پاسخی درخور &lt;/a&gt;داده اند، من از آقای لطفی فقط چند سوال میپرسم و به کتاب &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;فيچيکيا&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt; نمیپردازم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;آقای لطفی در ابتدای مطلبشان نوشته اند: &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;"&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;عقايد&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;سياسي رهبريت تشکيلات جهاني بهاييت متاثر از گرايشات فاشيستي است&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;اعضاي تشکيلات دربرابرهرگونه تفکرانتقادي، نوآوري‌، آزادي بيان، انتقاد از مقررات سخت و سانسور با طردفوري ازسوي تشکيلات روبرو مي‌شون&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;د."&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;آقای لطفی گیرم حرف شما درست باشد و بهاییان انتقاد و نوآوری را با طرد پاسخ میدهند. از حضور انورتان سوالی دارم. آیا انصافاً&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;طرد کردن نوآوری فاشیستی تر است یا &lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/05/080515_v-bahie-iran-arrest.shtml"&gt;حبس &lt;/a&gt;و &lt;a href="http://radiozamaaneh.com/friday/2008/09/post_147.html"&gt;قتل &lt;/a&gt;و &lt;a href="http://www.iran-emrooz.net/index.php?/politic/more/15536"&gt;تخریب قبرستانها&lt;/a&gt; و&lt;a href="http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news/more/1400/"&gt;محرومیت از ابتدایی ترین حقوق انسانی و اجتماعی&lt;/a&gt; و تمام بلاهای دیگری که در این سی سال دوستان حضرتعالی بسر جامعه بهاییان ایران آورده اند؟ دوست عزیز اگر دلِ نازک و&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt;روحِ حساستان از اعمال فاشیستی بدرد می آید و قصد مبارزه با آنرا دارید چرا راه دور میروید؛ نگاهی به اطراف خودتان بیندازید فاشیست برای مبارزه و "افشاگری" زیاد هست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;و اما چند کلمه با دوستان عزیز خبرگزاری ایرنا:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;چندی پیش شما یک &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;گفت وگوي اختصاص&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;ی با &lt;/span&gt;&lt;span class="title"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;يك كارشناس تاريخ معاصر ايران&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class="title"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;(!) بنام آقای &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;سيد كاظم موسوي&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt; را &lt;a href="http://www1.irna.ir/fa/news/view/line-7/8705236425152006.htm"&gt;منتشر کردید&lt;/a&gt; که طی آن ایشان بهاییان را &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;جاسوسان و عوامل اطلاعاتي&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="AR-SA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;اسرائيل&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt; خواندند، و اینبار از قول آقای لطفی بهاییان را فاشیست میخوانید. ممکن است بفرمایید چرا فاشیست ها که به خون یهودیان تشنه هستند باید برای اسرائیل جاسوسی کنند؟! اگراحیاناً پاسخ به این سوال سخت است ممکن است لطفاً بفرمایید اصولاً چطور ممکن است اندیشه فاشیسم که در قرن بیستم بوجود آمد زیربنای اندیشه دیانتی باشد که در قرن نوزدهم پایه گذاری شد؟!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;واما یک توصیه برادرانه:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;دوستان عزیز؛ شما که هزار ماشاءالله &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;خبرگزاري جمهوري اسلام&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;ی هستید و برای خودتان &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;دفتر پژوهش و بررسيهاي خبر&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;دارید و اینهمه محقق را به خدمت گرفته اید بد است اینگونه عمل کنید. دانشمندانتان پاسخ چند جوان دانشگاه ندیده بهایی را نمیتوانند بدهند و مطالبی میگویند که به لطیفه بیشتر شبیه است. سالهاست به هرکه تاختید محبوب خاص و عام گردیده و هرکه را خائن و وطنفروش خواندید قهرمان ملی شده. شاید وقتش باشد که روشهای دیگری را امتحان کنید. شما که بخاطر دشمنی با بهاییان هرگونه بدنامی را به جان خریده اید یکبار هم حقیقت را بگویید. شاید مردم آنان را همفکر شما و دوستانتان بپندارند و از آنان هم متنفر شوند. تصمیم با خودتان است ولی بنظر من به امتحانش می ارزد. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-4660514365185195980?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/4660514365185195980/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=4660514365185195980&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/4660514365185195980'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/4660514365185195980'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2008/11/blog-post.html' title='به امتحانش می ارزد'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-6174685665391758776</id><published>2008-10-19T11:58:00.000-07:00</published><updated>2010-07-18T16:19:21.909-07:00</updated><title type='text'>سخنی با دوستان بهایی ستیز (به بهانه مباحثه قلمی اخیر با آقای اعلمی)</title><content type='html'>&lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;آقای اعلمی اخیراً &lt;a href="http://www.akbaralami.com/content/view/149/71/"&gt;صفحه ای&lt;/a&gt; را به مباحثه و مناظره در رابطه با دیانت بهایی اختصاص داده اند. قطع نظر از زاویه نگاه ایشان به این دیانت، چنین اقدامی در راستای تنویر افکار عمومی قطعاً قدمی مثبت تلقی میشود و جای قدردانی دارد. در شرایطی که تقریباً هیچکدام از رسانه های داخل کشور پروای اختصاص تریبونی هر چند کوچک به بهاییان را ندارند، آقای اعلمی بهاییان را در اطاقی از خانه اینترنتی شان مهمان کرده اند. این قدم مثبت باید سرمشق تمام سیاستمداران، روزنامه نگاران، &lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" lang="AR-SA"&gt;فعالین حقوق بشر&lt;/span&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt; و حتی بهایی ستیزان قرار گیرد و هرکس به وسع خودش راه را برای یک گفتگوی برابر هموار کند و به بهاییان فرصتی-هر چند کوچک-برای دفاع در مقابل سیل اتهامات و شبهات را بدهد. در شرایط ایده آل اصولاً تا زمانی که حقوق شهروندی بهاییان&lt;b&gt; برابر &lt;/b&gt;با بقیه ایرانیان نیست و برای دفاع از خودشان امکاناتی&lt;b&gt; مساوی&lt;/b&gt; با منتقدین ندارند هر گونه بحثی پیرامون اعتقادات آنان مخالف اصول وجدانی و اخلاقیست. گروه های بهایی ستیز باید پیش از طرح هر گونه انتقاد نسبت به این دیانت تمام قوای خود را صرف احقاق حقوق ابتدایی بهاییان کنند. تا زمانی که بهاییان و بهایی ستیزان از حقوق و امکاناتی برابر برخوردار نیستند بحث پیرامون اعتقادات بهاییان هیچ معنا و مشروعیتی نخواهد داشت. در این راستا اقدام آقای اعلمی در مهیا کردن یک بستر عادلانه برای گفتگویی سازنده باید توسط تمام آزادیخواهان و آزاد اندیشان ارج نهاده شده و گسترش یابد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span dir="rtl" style="" lang="FA"&gt;&lt;span style=""&gt;  &lt;/span&gt; &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;در ارتباط با سوالاتی که آقای اعلمی در این مناظره اینترنتی مطرح کرده اند هم چند نکته قابل تأمل است. با اینکه این سؤالات اکثراً دیدی اسلامی دارند (مسلماً چون فرد پرسشگرمسلمان است)، از بهاییان خواسته شده که در مقام &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;پاسخگویی مخاطب را محققی بی طرف و بی دین فرض کنند و در این راستا به آثار اسلامی استناد نکنند. واضح است که وضع قوانینی متفاوت برای طرفین یک مناظره منصفانه نیست. البته چنین پیش شرطی برای تمام دوستانی که شروطی مشابه برای بهاییان وضع می کنند تناقضی جالب به همراه دارد که من مایلم نظرشان را در رابطه با آن بدانم.  &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;اگر آقای اعلمی و سایر دوستان بهایی ستیز را در این مورد خاص بی دین فرض کنیم، هدف ایشان از طرح این سؤالات از بهاییان  را جز این سه چیز نمیتوانیم تصور کنیم:&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;1. ایشان ناظری بیطرف هستند که فقط قصد کسب اطلاعات دارند؛&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;2. بر اساس مطالعات مقدماتی، ایشان به باطل بودن دیانت بهایی پی برده اند و حال با طرح این سؤالات قصد اثبات این مسأله و آگاه کردن دیگران را دارند؛&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;3. بر اساس مطالعات مقدماتی، ایشان به باطل بودن دیانت بهایی پی برده اند وچون هموطنان بهاییشان را دوست میدارند قصد دارند آنها را از گمراهی نجات دهند.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;هدف آقای اعلمی "صرفاً" کسب اطلاعات نیست چون اصولاً با عنوان صفحه و مقدمه ای که ذکر کرده اند سازگاری ندارد. بعنوان مثال ایشان فرموده اند که "&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;هیچگونه تمایلی به ادامه بحث پیرامون فرقه بهائیت و اعتقادات پیروان آن&lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;" ندارند و حتی  پیش از اینکه پاسخها را بشنوند دیانت بهایی را "فرقه" خوانده اند، بنابراین واضح است که ایشان فقط در دادگاهی که حکم آن از پیش مشخص است به بهاییان فرصت دفاعی میدهند تا بقول معروف لال از دنیا نرفته باشند و ازظلم شکایت نکنند. باید متذکر شد که با اینکه اختصاص این تریبون به بحث با بهاییان اقدامی مثبت است، چنین نوع نگرشی عملاً مناظره را عقیم میسازد و بازده آنرا به حداقل میرساند. هدف مناظره آگاه سازیست؛ اگر پیش از مناظره خود را آگاه فرض کنیم فایده ای بر مناظره مترتب نیست و مخاطب نیز ادعای ما را مبنی بر بی طرف بودن قبول نخواهد کرد.&lt;span style=""&gt;   &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;بنا به همین دلیل و اینکه ایشان &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;تمایلی به ادامه بحث پیرامون &lt;/span&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;دیانت بهایی نداشته اند انگیزه نجات بهاییان از گمراهی نیز منتفی است. بنابراین اختصاص این صفحه به این مبحث به این دلیل است که نشان داده شود که اگر به بهاییان فرصتی هم برای دفاع و پاسخگویی داده شود از خلال بحث بطلان این دیانت بر همگان آشکارشده و از گمراهی مردم جلوگیری خواهد شد. خب حال اگر ما نشان دهیم که ایراداتی که ایشان به دیانت بهایی میگیرند بسیار بیشتر و عمیقتر در اسلام وجود دارد ایشان به عنوان یک فرد بیطرف و بی دین اول باید به آگاه سازی درباره دیانت اسلام بپردازند. چرا؟ چون هم تعداد مسلمانان خیلی بیشتر است و هم بخاطر نوع ایرادات و عواقب وخیمی که داشته اند اهمیت و فوریت قضیه بسیار بیشتر است. مثل اینست که تومور مغزی یک بیمار سرطانی را رها کنی و نگران خراش کوچک انگشتش باشی. گمراهی بهاییان هرچه هست به خشونت منجر نمیشود ولی جناب اعلمی که بعنوان یک فرد بیطرف نسبت به آگاه سازی مردم احساس مسئولیت میکنند چطور میتوانند نسبت به خشونت هایی که به اسم اسلام انجام میشود بی تفاوت باشند؟ آیا انصافاً نتیجه غمگین این سؤ تعبیر ها ارزش اختصاص یک صفحه را نداشت و استفاده این همه وقت و انرژی که در مخالفت با بهاییان صرف  شده  برای ترویج روح صلح دوست اسلام واجبتر نبود؟ &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;قلباً امیدوارم &lt;span style=""&gt; &lt;/span&gt;که شروع این بحث توسط آقای اعلمی مقدمه ای شود برای مباحثات جدی تر و در این مسیر روزبه روز به شرایطی عادلانه تر برای اینگونه مناظره ها نزدیک تر شویم. چه خوبست که اختصاص تریبونی برای مناظره با هموطنان بهاییمان را لطف و مرحمتی اسلامی به آنان تلقی نکنیم و اگر حقیقتاً خواهان رفع تبعیضات و احقاق حقوق آنان هستیم از گفتگو اکراه نداشته باشیم، با آغوش باز به استقبال روشنگری برویم و بسان یک قاضی بی طرف وعادل برای دفاعیات هموطنان بهاییمان شرط و حدّ و خط و مرز نگذاریم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span style="" lang="FA"&gt;به امید ادامه راه آقای اعلمی توسط دیگر روشنفکران و عدالت خواهان&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-6174685665391758776?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/6174685665391758776/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=6174685665391758776&amp;isPopup=true' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/6174685665391758776'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/6174685665391758776'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2008/10/blog-post_19.html' title='سخنی با دوستان بهایی ستیز (به بهانه مباحثه قلمی اخیر با آقای اعلمی)'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-5621585389548745393</id><published>2008-09-11T05:53:00.000-07:00</published><updated>2008-09-11T09:33:47.688-07:00</updated><title type='text'>یک دقیقه سکوت</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;به مناسبت هفتمین سالگرد حادثه یازده سپتامبر&lt;br /&gt;پس از فاجعه انسانی یازده سپتامبر در نیویورک، همه ساله در این روز مراسم یادبودی در محل این اتفاق-که زمین صفر نامگذاری شده-برگزار می شود. نطقهای سمبلیک ایراد می گردد و بیانیٌه ها خوانده می شود. در ابتدای مراسم هم یک دقیقه سکوت به احترام از دست رفتگان برگزار میشود. ولی در این یک دقیقه طولانی در اذهان حاضرین چه میگذرد؟&lt;br /&gt;آنان که مذهبی ترند احتمالاً دعا میکنند؛ بقیه هم بار دیگر به حواشی، علل و پیامدهای این حادثه می اندیشند یا اینکه خسته از این مراسم طولانی به دنبال راه فراری میگردند. برخی هم شاید با خودشان عهد هایی ببندند که البته بیشترشان تا پایان روز فراموش میشود.&lt;br /&gt;در این میان، چیزی که شاید فکر عده معدودی را مشغول کند اینست که چطور میتوان از تکرار این گونه حوادث-در تمام دنیا-جلوگیری کرد.&lt;br /&gt;حوادث جهان ما زاده کنشها و واکنشهای ابدیند. عمل ها وعکس العمل ها، و خوردها و بازخوردها هستند که دنیای ما را شکل میدهند و آنرا در جهات مختلف به حرکت در می آورند. حضرت عبدالبهاء به کرّرات فرموده اند که &lt;a href="http://reference.bahai.org/fa/t/ab/MA1/ma1-376.html#pg377"&gt;هیچ معلولی بدون علّت نمیشود&lt;/a&gt;. شکل گیری حوادثی نظیر حادثه یازده سپتامبر نیز از این قاعده مستثنی نیست. قطعاً در مواجهه با چنین حوادثی میتوان مدعی مالکیّت تمام خوبیها شد و تمام شرارتها را به طرف مقابل نسبت داد، و از این طریق راه را برای یک جنگ کور و بی پایان هموار کرد. میتوان مردم را در وحشت مداوم از شرارت نگاه داشت و در این میان نقش قهرمان شجاع و محافظ بی پناهان را بازی کرد. میتوان به اسم مبارزه با شرّ فجایعی هزاران با سهمگین تر ببار آورد و نام آنرا پیروزی گذاشت. و همچنین میتوان به دنبال یافتن  ومداوای علّت بود.&lt;br /&gt;بیایید ما هم به یاد کشته شدگان حادثه یازده سپتامبر و تمام بی گناهانی که هر روزه در گوشه و کنار این کره خاکی قربانی دروغ و تعصّب کور میشوند یک دقیقه سکوت کنیم. یک دقیقه بایستیم و بیندیشیم. به راه هایی که تا بحال پیموده ایم، و به دروغهایی که تا به حال شنیده ایم فکرکنیم. اگر بدانیم که فردا قربانی بعدی کودک خود ما خواهد بود امروز چه خواهیم کرد؟ آیا راه های بی نتیجه ای را که تا بحال پیموده ایم دوباره طی خواهیم کرد یا به دنبال طرحی نو خواهیم بود؟&lt;br /&gt;بیایید یک دقیقه سکوت کنیم.  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-5621585389548745393?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/5621585389548745393/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=5621585389548745393&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/5621585389548745393'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/5621585389548745393'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2008/09/blog-post.html' title='یک دقیقه سکوت'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-8319039231345929488</id><published>2008-08-26T07:41:00.000-07:00</published><updated>2008-08-26T12:01:09.571-07:00</updated><title type='text'>اوباما، مک کین و مسأله شرّ</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;سناتور اوباما و &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;سناتورمک کین نامزدهای دموکرات و جمهوری خواه ریاست جمهوری ایالات متحده، در ادامه مبارزات انتخاباتی خود، روز شنبه 16 آگست 2008 در برابر  حضار ایونجلیکال در کلیسا حاضر شدند و به سوالات پیشوای روحانی کلیسا، ریک وارن، &lt;a href="http://www.cnn.com/2008/POLITICS/08/16/warren.forum/"&gt;پاسخ گفتند&lt;/a&gt;. یکی از سوالاتی که از طرف &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;ریک وارن مطرح شد در ارتباط با مسأله وجود شرّ در جهان بود. &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;ریک وارن پرسید: "آیا شرّ وجود دارد؟ اگر دارد آیا باید نادیده اش گرفت، &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;آیا باید با آن مذاکره کرد، آیا باید با آن مقابله کرد یا باید آنرا شکست داد؟" اگرچه هر دو سناتور &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;وجود &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;شرّ را تأیید کردند، راه حلهای متفاوتی را برای مواجهه با آن &lt;a href="http://www.youtube.com/watch?v=X2TaGxB1n-U"&gt;ارائه دادند&lt;/a&gt;. &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;سناتور اوباما که به نظر من نگرش معقولتری داشت، گفت که ما باید با &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;شرّ مبارزه کنیم، ولی نباید در این مسیر خود را مصون از خطا بپنداریم (مضمون). &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;سناتور&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;مک کین که آشکارا در پی تحت تأثیر قرار دادن مخاطبین مذهبی (که بطور سنّتی &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;جمهوری خواه هستند) بود، بلافاصله پاسخ داد: "باید شکستش دهیم." پاسخی که با تشویق حضار همراه بود.&lt;br /&gt;اعتقاد به وجود شرّ در جهان ریشه در باورهای مسیحی دارد. در دیانت بهایی شرّ امری &lt;span style="font-style: italic;"&gt;عدمی&lt;/span&gt; تعریف شده است، به این معنا که &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;شرّ از خود وجودی ندارد، و آنچه که از آن به &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;span style="font-style: italic;"&gt;شرّ &lt;/span&gt;تعبیر میشود در واقع عدم خیر است، مثل تاریکی که عدم و فقدان نور است، و یا موت که عدم حیاتست ( &lt;span style="font-style: italic;"&gt;حضرت عبدالبهاء، مفاوضات، صفحه 198&lt;/span&gt;). این نوشتار سعی دارد که به بررسی نتایج استفاده از مذهب در سیاست &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;بپردازد  و &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;تفاوت تعریف &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;شرّ در ادیان &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;مسیحی و &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;بهایی  را مرور کند و نتایج این &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;تفاوتها را در جهان امروز نشان دهد.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;اعتقاد به وجود  شرّ در دنیا در جامعه مذهبی &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;ایالات متحده امریست مهم که عاملی تعیین کننده در تدوین سیاستهای خارجی این کشور به شمار میرود. انتخاب برچسب هایی مثل "محور شرارت" و یا بیان اینکه "هر که با ما نیست بر علیه ماست" از طرف دولت بوش بر مبنای اعتقاد به &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;وجود  شرّ و دو قطبی دیدن دنیا انجام میشود و معنا میابد. این رویکردیست بسیار خطرناک که عواقب وخیمی میتواند به دنبال داشته باشد. وقتی ما مفهوم "&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;شرّ" در باورهای &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;مسیحی را زیربنای &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;سیاستهای خارجی خود قرار دهیم و برای توصیف دشمنانمان استفاده کنیم ناگزیر خودمان در قطب "خیر" قرار میگیریم که مبرا از اشتباه است و هرچه در مبارزه با &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;شرّ انجام دهد (منجمله اشغال  عراق و اتفاتی که در ابوغریب و گوانتانامو میفتد) مصون از خطاست و بی نیاز از انتقاد. این چیزیست که &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;سناتور اوباما از آن ابراز نگرانی میکند و سعی میکند از قرار گرفتن در موضع خیر مطلق پرهیز کند. سؤالی که در این رابطه به ذهن یک ناظر تیزبین میرسد اینست که اصولاً چه نیازی به استفاده از مفهوم مذهبی &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;"&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;شرّ" برای مبارزه با دشنانمان هست؟ گروه های تروریستی اگر در یک دادگاه صالح محکوم شوند مجرمانی خواهند بود که برایشان در قوانین بین المللی مجازاتهایی پیش بینی شده. تنها حاصلی که اطلاق برچسب &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;"&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;شرّ" به اینگونه افراد دارد قرار گرفتن خودمان در موضع "خیر" است که ما را از هرگونه پاسخگویی به انتقادات بی نیاز خواهد کرد، و به نظر می آید این هدفیست که دولتمردان آمریکایی از بکار گیری مفهوم &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;مذهبی &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;شرّ دنبال میکنند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;البته این رویکرد در سایر حکومتهای مذهبی نیز دیده میشود. حاکمیت فعلی ایران که خود را زمینه ساز ظهور قائم میداند نیز با این حربه راه را بر هرگونه انتقاد میبندد. اینجاست که اهمیت لزوم جدایی دین از سیاست که در دیانت بهایی بر آن تأکید شده بیشتر رخ مینماید.&lt;br /&gt;تفاوت نوع نگاه به مقوله &lt;span style="font-size:100%;"&gt;شرّ نیز میتواند نتایج بسیار متفاوتی در پی داشته باشد. همانطور که پیشتر اشاره شد، ماهیت "&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;شرّ" در دیانت بهایی با دیانت مسیحی متفاوت است. مطابق با اعتقادات بهایی &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;شرّ عدم خیر است مثل&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; تاریکی که عدم و فقدان نور است. شما اگر چنین تعریفی را مدّ نظر قرار دهید در میابید که با بمب و گلوله نمیتوان به جنگ تاریکی رفت بلکه برای از بین بردن تاریکی فقط باید بر آن نور تاباند. به همین ترتیب طبق&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; اعتقادات بهایی &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;برای مبارزه با &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;شرّ فقط باید خیر را گسترش داد تا اثری از &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;شرّ باقی نماند. &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; راه دیگری نیست. &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;قطع نظر از تفاوت تعاریف خیر و شرّ ، اگر قبول کنیم که این دو با هم ضدّیت ماهوی دارند ناگزیر باید بپذیریم آنچه ذاتاً بخشی از &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;شرّ محسوب میشود (مثل ترور و کشتن انسانهای بیگناه) نمیتواند در ذات خیر راه داشته باشد و در گسترش آن بکار رود.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt; چیزی که برای نشر آن نیاز به این ابزارها هست، هرچه که هست خیر نمیتواند باشد و بنابراین در از بین بردن &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;شرّ ی که تعریف کرده ایم هم بی تأثیر خواهد بود (شاید حتّی به تقویت آن بینجامد).&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;براحتی میتوان دید که تفاوت نوع نگاه به یک مقوله ظاهراً ساده صرفاً فلسفی تا چه اندازه میتواند دید و عملکرد ما را نسبت به جهان تغییر دهد و زندگی میلیونها انسان را تحت تأثیر قرار دهد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-8319039231345929488?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/8319039231345929488/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=8319039231345929488&amp;isPopup=true' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/8319039231345929488'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/8319039231345929488'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2008/08/blog-post.html' title='اوباما، مک کین و مسأله شرّ'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1521389908574416714.post-1294196178170211631</id><published>2008-07-29T19:23:00.000-07:00</published><updated>2008-07-29T21:47:14.404-07:00</updated><title type='text'>زنانی که در راه آزادی عقیده تا پای جان ایستادند(از سهیلا وحدتی)</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-weight: bold;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="color: rgb(51, 51, 255);"&gt;&lt;a href="http://hright.iran-emrooz.net/index.php?/hright/more/16174/"&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:x-large;"&gt;به یاد ده زن بهائی که در شیراز اعدام شدند&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp1.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_U2_oVFdI/AAAAAAAAABg/ldB-XbWlzTE/s1600-h/Mona_Mahmudnizhad1.JPG"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp1.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_U2_oVFdI/AAAAAAAAABg/ldB-XbWlzTE/s320/Mona_Mahmudnizhad1.JPG" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5228631733659047378" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div&gt;روز ۲۸ خرداد ماه سالگرد اعدام ده زن است که در سال ۱۳۶۲ در زندان عادل آباد شیراز به "جرم" عقیدتی،‌ بهائی ‏بودن، اعدام شدند. ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیست و پنج سال پس از این اعدام گروهی، یادشان را گرامی می‌داریم و آنها را به عنوان مبارزان از جان گذشته‌ی ‏راه آزادی عقیده در میهن‌مان به یاد می‌آوریم. ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این زنان،‌ از مونای ۱۷ ساله تا عزت ۵۷ ساله، بخشی از تاریخ ما هستند و تا پای جان برای دفاع از حق داشتن ‏عقیده و باور خویش ایستادند.&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;و آنچه بر آنان رفت در صفحه‌ای از تاریخ کشور ما جای گرفته‌ که امیدواریم هرگز تکرار نشود! ‏                    &lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: left;"&gt;مونا محمود نژاد&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;و چند خطی از این تاریخ:‏&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;در زندان عادل آباد شیراز، روز شنبه ۲۸ خرداد، مثل دیگر شنبه‌های بهار ۱۳۶۲، روز ملاقات زندانیان زن بود. ‏خانواده‌های بهائی مثل هر شنبه برای ملاقات رفتند، بی‌خبر از این که آخرین ملاقات است. "کسی باور نمی‌کرد ‏اعدامشون کنن! همه فکر می‌کردن چند ماهی زندانی هستند و بعد آزاد میشن."‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‏"جرم" این دختران و زنان این بود که در آموزش اخلاق و تعلیمات دینی بهائی به کودکان خانواده‌های بهائی ‏مشارکت داشتند. و البته به آنها اتهام جاسوسی زده شده بود، اما کافی بود آنها دست از عقیده خود بردارند و اسلام ‏بیاورند تا همه "جرم"‌های آنان پاک شود! روی کارت ملاقات زندان که به خانواده‌های آنان داده شده بود، آنها نوشته ‏بود "اتهام: بهائیت" یا "اتهام: ب". برخی از بهائیان زیر فشار و به زور مجبور شدند بگویند که مسلمان شده‌اند، و ‏همه‌ی اتهام‌ها و "جرم"‌های آنان ناپدید شد.‏&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp3.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_f7gp82HI/AAAAAAAAADo/H9OEZoeGThE/s1600-h/shirin_dalvand_visiting_card_1.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp3.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_f7gp82HI/AAAAAAAAADo/H9OEZoeGThE/s400/shirin_dalvand_visiting_card_1.jpg" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5228643905871599730" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;span class="Apple-style-span"  style="font-size:small;"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"&gt;اتهام درج شده روی کارت ملاقات به روشنی نمایانگر این بود که این افراد زندانیان عقیدتی هستند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;دستگیری بهائیان شیراز در سال ۱۳۶۱ در طول دو یورش به تعدادی از خانه‌های بهائیان انجام گرفت. برخی از این ‏زنان در حوالی ۱ آبان ۶۱ و برخی دیگر در روز ۸ آذر ۱۳۶۱ دستگیر شدند. جریان دستگیری به نقل از خواهر ‏یکی از دستگیرشدگان که در همان روزها طی نامه‌ای به تفصیل نوشته، چنین است:‏&lt;br /&gt;‏" دوشنبه هشتم آذرماه ۱۳۶۱، مطابق با ۲۹ نوامبر ۱۹۸۲. در حالیکه حدود یکسال از جریان دستگیری (او) و ‏گذراندن چند روز در زندان سپاه شیراز می‌گذشت و در حالی که روز تولدش در این باره بسیار صحبت شد ساعت ‏تقریبا ۸ بعد از ظهر بود که به توصیه بابا که مرتب می‌گفت "دلم شور میزنه، حتما دزد آمده!" به منزل رفتیم. ساعت ‏حدود هشت و سی دقیقه بود که زنگ منزل بصدا در آمد. سه مرد مسلح که هر سه پاسدار بودند وارد منزل شدند. ‏همه جا را جستجو کرده مقداری کتاب، شمایل مبارک و آلبوم خانوادگی را که پیدا کرده بودند در دو گونی ریخته و ‏از آنها صورتی تهیه کردند و از همه ما هم امضا گرفتند. سپس از لیستی که تعداد زیادی اسم بر آن نوشته شده بود ‏اسم (او) را صدا کردند ‏‎]‎‏...‏‎[‎‏ صبح روز بعد اطلاع حاصل شد که حدود ۴۵ نفر را در همان شب و تقریبا با همان ‏کیفیت و توسط سپاه دستگیر و به همان محل زندان سپاه که در گوشه جنوب شرقی شهر شیراز واقع شده منتقل ساخته ‏اند. ابتدا هر کس فکر میکرده که فقط به سراغ خانواده او آمده اند فقط وقتی به پیگیری پرداخته اند متوجه شده اند که ‏بقیه نیز یا قبل از ایشان آنجا بوده و یا پس از ایشان."‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از دستگیری، آنها مدتی را در بازداشتگاه سپاه برای بازجوی بسر برده و پس از آن به زندان منتقل شدند. ‏بازجویی‌ها در سپاه گاه بسیار طولانی بود. در زندان برخورد بدتر بود. از آنجایی که بهایی‌ها چون "نجس" شمرده ‏می‌شدند، در سلولی جدا از زندانی‌های دیگر بودند. وقتی که به آنها چشم‌بند می‌زدند و می‌خواستند برای بازجویی ‏ببرند، یک روزنامه لوله شده به دستشان داده و پاسداری سر دیگر روزنامه را گرفته و آنها را می‌برد که مبادا با این ‏افراد "نجس" تماس پیدا کرده و "نجس" شود. زندانیان بهائی حتی بشقاب مخصوص داشتند. در بند یک زندان عادل ‏آباد شیراز، زنان در هر سلول سه نفر باهم بودند و حق داشتند به سلول‌های همدیگر بروند. اما نظافت خیلی سخت ‏بود و بطور مرتب به حمام دسترسی نداشتند. و مراقبت بهداشتی مناسب نیز وجود نداشت. یکی از دخترها از ‏دردهای شدید در هنگام قاعدگی رنج می‌برد بطوریکه که همیشه مجبور بود برای تسکین درد مورفین تزریق کند. اما ‏در طول هفت ماه زندان چاره‌ای نداشت جز اینکه درد را بدون دارو تحمل کند.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"&gt;مونا محمودنژاد،‌ ۱۷ ساله ‏&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp3.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_YMQnRB-I/AAAAAAAAABw/zZIDhxiI0BE/s1600-h/Mona1.jpg"&gt;&lt;img style="float:right; margin:0 0 10px 10px;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp3.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_YMQnRB-I/AAAAAAAAABw/zZIDhxiI0BE/s320/Mona1.jpg" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5228635397530126306" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"&gt;مونا و پدرش یدالله محمودنژاد که به فاصله سه&lt;/span&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"&gt; ماه اعدام شدند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‏مونا دانش‌آموز دبیرستان بود. مونا در روز اول آبان ۱۳۶۱ در سن ۱۶ سالگی همراه با پدرش دستگیر شد. گفته ‏می‌شود مونا به خاطر سن و سال کم خویش، آن روز آخرین نفر در صف حلق آویز شدن بود تا فرصت دیگری برای ‏توبه کردن داشته باشد، ولی او توبه نکرد. مونا یکی از جوانترین قربانیان سرکوب عقیدتی در جمهوری اسلامی ‏ایران است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مادر مونا همراه با وی چندماهی زندانی بود و سپس آزاد شد. پدر مونا، یدالله محمودنژاد، در اسفندماه ۱۳۶۱ در ‏شیراز، سه ماه پیش از دخترش، اعدام شده بود.‏&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"&gt;اختر ثابت، ۲۱ ساله&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp3.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_ZBTalFKI/AAAAAAAAAB4/-lROTjaAMzs/s1600-h/Akhtar_Sabit.jpg"&gt;&lt;img style="float:right; margin:0 0 10px 10px;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp3.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_ZBTalFKI/AAAAAAAAAB4/-lROTjaAMzs/s320/Akhtar_Sabit.jpg" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5228636308815287458" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;‏ ‏&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"&gt;رویا اشراقی، ۲۲ ساله&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp0.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_ZXC53qQI/AAAAAAAAACA/eQ5aMthZtBM/s1600-h/Roya_Ishraghi.JPG"&gt;&lt;img style="float:right; margin:0 0 10px 10px;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp0.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_ZXC53qQI/AAAAAAAAACA/eQ5aMthZtBM/s320/Roya_Ishraghi.JPG" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5228636682340247810" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;رویا دختری پرشور، علاقمند به طبیعت و حیوانات، و دانشجوی رشته دامپزشکی در دانشگاه شیراز بود و پس از ‏انقلاب به خاطر بهائی بودن از دانشگاه اخراج شده بود. پدرومادر رویا نیز در خدمت به جامعه محلی بهائیان فعال ‏بودند و همراه با او دستگیر شدند. مادر رویا خانه‌دار بود و پدرش به "جرم" بهائی بودن پس از انقلاب از کار اخراج ‏شده بود.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رویا همزمان با مادرش، عزت جانمی، به دار آویخته شد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"&gt;سیمین صابری، ۲۴ ساله ‏&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp3.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_Zwp78mJI/AAAAAAAAACI/J9FJ3PY5cO4/s1600-h/Simin_Sabiri.jpg"&gt;&lt;img style="float:right; margin:0 0 10px 10px;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp3.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_Zwp78mJI/AAAAAAAAACI/J9FJ3PY5cO4/s320/Simin_Sabiri.jpg" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5228637122314672274" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"&gt;شهین (شیرین) دالوند،‌ ۲۵ ساله&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp0.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_fap01ZuI/AAAAAAAAADg/_laj4Fk2wHw/s1600-h/shirin_dalvand.JPG"&gt;&lt;img style="float:right; margin:0 0 10px 10px;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp0.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_fap01ZuI/AAAAAAAAADg/_laj4Fk2wHw/s400/shirin_dalvand.JPG" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5228643341397485282" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;شهین – که شیرین صدایش می‌زدند – همیشه خنده به لب داشت و با اینکه خانواده‌اش به انگلستان مهاجرت کرده ‏بودند، در ایران مانده بود که درسش را تمام کند. شیرین در رشته جامعه شناسی تحصیل کرده بود و دانشنامه خود را ‏درباره مبارزه با اعتیاد به پایان رسانده بود، اما فرصت آن را نیافت که سرکار رفته و در مبارزه با بلای اعتیاد ‏بکوشد.‏&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"&gt;مهشید نیرومند، ۲۸ ساله ‏&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp1.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_fGPYs5mI/AAAAAAAAADY/nDpQ7mUFrEU/s1600-h/Mahshid_Nirumand.jpg"&gt;&lt;img style="float:right; margin:0 0 10px 10px;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp1.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_fGPYs5mI/AAAAAAAAADY/nDpQ7mUFrEU/s400/Mahshid_Nirumand.jpg" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5228642990702782050" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;مهشید تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته فیزیک در دانشگاه شیراز به پایان رسانده بود. او با شرکت در ‏کمیته‌های محلی بهائیان به جامعه بهائی خدمت می‌کرد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"&gt;زرین مقیمی ابیانه، ۲۹ ساله‏&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp1.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_cw9LFd8I/AAAAAAAAACw/7nCx3XfXJTY/s1600-h/Zarin_Moghimi_1.jpg"&gt;&lt;img style="float:right; margin:0 0 10px 10px;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp1.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_cw9LFd8I/AAAAAAAAACw/7nCx3XfXJTY/s320/Zarin_Moghimi_1.jpg" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5228640426013325250" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;زرین در رشته ادبیات انگلیسی در دانشگاه تهران تحصیل کرده بود. او دارای قدرت بیان فوق‌العاده‌ای بود و آگاهی ‏زیادی درباره اسلام و بهائیت داشت و حتی برخی سوره‌های قرآن و متون بهائی را حفظ بود. بازجوهایی که تلاش ‏داشتند او را راضی کنند اسلام بیاورد، کارشان سخت بود و به او گفته بودند که باید به جای مدرک زبان انگلیسی، ‏مدرک زبان به مفهوم فن بیان به او داده می‌شد. ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زرین دارای طبعی لطیف و شعر می‌سرود. هنگامی که به دیدار یک از آشنایانی رفته بود که تازه از زندان عادل آباد ‏آزاد شده بود، مردجوانی با اتهام بهائی بودن، چنان تحت تاثیر قرار گرفته بود که متنی نوشت با عنوان «من از عادل ‏آباد می‌آیم» که اینگونه آغاز می‌شود: "چه بنویسم و چطور بنویسم که آنجا کجاست، به چه زبانی توصیف کنم که آنجا ‏چه دنیائی است و کدام کلام و کدام عبارت قادر است بیان کند که من با چشم‌های ناچیز خاکیم چه دیده‌ام؟ چشمهایم را ‏برهم می‌زنم تا ببینم آنچه دیده‌ام بخواب است یا بیداری، یک رویای شیرین است و یا یک واقعیت تلخ. من امشب از ‏عادل‌آباد می‌آیم ..."‏&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp2.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_dCMP9JgI/AAAAAAAAAC4/GcxgODmImXM/s1600-h/AdelAbad.jpg"&gt;&lt;img style="float:right; margin:0 0 10px 10px;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp2.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_dCMP9JgI/AAAAAAAAAC4/GcxgODmImXM/s320/AdelAbad.jpg" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5228640722118059522" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"&gt;نمای گوشه ای از زندان عادل‌آباد، شیراز&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زرین همراه با پدرومادرش دستگیر شد. مادرش سه ماه در زندان بسر برد، و پدرش ۲ سال زندانی بود و هشت ماه ‏پس از اعدام دخترش آزاد شد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"&gt;طاهره ارجمندی (سیاوشی)۳۲ ساله (همسر جمشید سیاوشی)‏&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp0.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_dfTDCKUI/AAAAAAAAADA/W-4svFViCww/s1600-h/Siyavashis.JPG"&gt;&lt;img style="float:right; margin:0 0 10px 10px;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp0.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_dfTDCKUI/AAAAAAAAADA/W-4svFViCww/s400/Siyavashis.JPG" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5228641222159116610" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"&gt;طاهره و شوهرش با هم دستگیر شده و به فاصله دو روز اعدام شدند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;طاهره پرستار بود و در زندان به مراقبت بهداشتی از دیگر زندانیان می‌پرداخت. طاهره همراه با همسرش، جمشید ‏سیاوشی بازداشت و زندانی شد. گفته می‌شود که طاهره در دیداری که با شوهرش در زندان داشته، او را شکنجه شده ‏یافته و حدس می‌زده که شوهرش جان سالم بدر نخواهد برد. شوهرش از شکنجه نمرد و زنده ماند، اما دو روز پیش ‏از اینکه طاهره اعدام شود، در روز پنجشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۶۱ حلق آویز شد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"&gt;نصرت غفرانی (یلدایی)، ۵۶ ساله (مادر بهرام یلدایی) ‏&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp1.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_dxwztCzI/AAAAAAAAADI/KgPfchmQFKc/s1600-h/NosratYaldai_w_Son.JPG"&gt;&lt;img style="float:right; margin:0 0 10px 10px;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp1.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_dxwztCzI/AAAAAAAAADI/KgPfchmQFKc/s400/NosratYaldai_w_Son.JPG" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5228641539385527090" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"&gt;نصرت غفرانی و پسرش، کورش یلدایی، در آخرین جشن تولد کورش. مادر و پسر همزمان دستگیر شده و به فاصله دو روز اعدام شدند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;‏&lt;br /&gt;نصرت عضو محفل بهائیان در شیراز بود. گفته می‌شود وی مورد شکنجه قرار گرفته و ضربه‌های شلاق بسیاری را ‏تحمل کرده بوده است. نصرت همراه با شوهر و پسرش دستگیر شد. پسر نصرت، بهرام یلدایی در سن ۲۸ سالگی، ‏دو روز پیش از اعدام مادرش در زندان عادل آباد شیراز حلق آویز شد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"&gt;عزت جانمی (اشراقی)، ۵۷ ساله (مادر رویا اشراقی و همسر عنایت‌الله اشراقی) ‏&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp3.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_ePBW6wzI/AAAAAAAAADQ/cy9K84M4yUw/s1600-h/Eshraghi.JPG"&gt;&lt;img style="float:right; margin:0 0 10px 10px;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp3.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_ePBW6wzI/AAAAAAAAADQ/cy9K84M4yUw/s400/Eshraghi.JPG" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5228642042044400434" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div&gt;&lt;span class="Apple-style-span" style="font-size: small;"&gt;عزت جانمی در میان دخترش رویا و شوهرش عنایت الله اشراقی. عزت و رویا دو روز پس از اعدام پدرخانواده همزمان به دار آویخته شدند.‏&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;عزت جانمی همراه با شوهرش، عنایت‌الله اشراقی، و دخترش رویا، دستگیر شد. خانواده اشراقی پیشتر تجربه ‏دستگیری توسط سپاه پاسداران را داشتند، اما کشور را ترک نکردند و حتی شهر شیراز را ترک نکردند.‏&lt;br /&gt;شوهرعزت، عنایت‌الله اشراقی، دو روز پیش از او ‌در سن ۶۳ سالگی حلق آویز شد. ‏&lt;br /&gt;عزت همراه با دختر جوانش، رویا، حلق آویز شد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روز ملاقات زنان در زندان عادل آباد شنبه بود. پس از ساعت ملاقات، این ده زن در روز شنبه ۲۸ خرداد برای ‏اعدام برده شدند.‏&lt;br /&gt;ملاقات مردها روز‌های پنجشنبه بود. دو روز پیشتر، در روز پنجشنبه ۲۶ خرداد، شش مرد بهائی پس از ساعت ‏ملاقات حلق آویز شده بودند. ‏&lt;br /&gt;مردهایی که برخی‌شان خویشاوند درجه یک زنانی بودند که روز شنبه اعدام شدند:‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بهرام یلدایی، ۲۸ ساله (پسر نصرت غفرانی)‏&lt;br /&gt;کورش حق بین، ۳۴ ساله‏&lt;br /&gt;جمشید سیاوشی، ۳۹ ساله (شوهر طاهره ارجمندی)‏&lt;br /&gt;بهرام افغان، ۵۰ ساله‏&lt;br /&gt;عنایت الله اشراقی، ۶۳ ساله (شوهر عزت جانمی و پدر رویا اشراقی)‏&lt;br /&gt;عبدالحسین آزادی، ۶۶ ساله‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حلق آویز کردن ده زن، دو روز پس از دار زدن شش مرد، برای جامعه بهائی‌ فاجعه‌ای باورنکردنی بود: "فاجعه ‏بود، فاجعه! هیچکس باور نمی‌کرد اینها را اعدام کنند! همه فکر می‌کردند مثل دستگیری‌های پیشین اینها دستگیر ‏شده‌اند، بازجویی می‌شوند و بعد آزاد می‌شوند. چه کسی فکرش را می‌کرد که مادر و پسر را با هم اعدام کنند؟ زن و ‏شوهر را با هم حلق آویز کنند؟ سه نفر از یک خانواده، پدر و مادر و دختر را با هم اعدام کنند؟"‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنوز حرف زدن درباره فجایعی که بر بهائیان رفته دشوار است. هنوز بسیاری از بهائیان در ایران زندگی می‌کنند و ‏علیرغم همه دشواری‌ها، از محرومیت از حقوق شهروندی مانند اخراج از کار و محرومیت از حق تحصیل گرفته تا ‏سلب حق زندگی، حاضر به ترک خاک وطن نیستند. اما هراس در میان آنان مانع از گفتار و بیان بسیاری از حقایق ‏است. و حتی آنان که عزیزی را از دست داده‌اند ترجیح می‌دهند که بدون ذکر نام صحبت کنند چرا که حاضر نیستند ‏برای هیچ کسی مشکل بیافرینند. ‏&lt;br /&gt;‏ ‏&lt;br /&gt;خواهر یکی از دختران اعدام شده می‌گوید " واقعا نمی‌دانم تاثیر این واقعه را در زندگی شخصی‌ام چگونه بیان کنم. ‏البته هرکسی وقتی عزیزی را از دست میدهد خیلی دچار افسردگی میشود چرا که دیگر فرصت دیدار نخواهد داشت! ‏بچه‌های من هیچوقت فرصت دیدار خاله‌شان را پیدا نکردند." ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و ادامه می‌دهد "ولی چیزی که خیلی دردناک است اینست که ایرانی را که آدم این همه دوست دارد و بهش عشق ‏دارد و افتخار می‌کند، معدودی پیدا می‌شوند که حاضرند بکشندش، چون عقیده‌اش با عقیده دولت فرق می‌کند! ‏احساس خیلی بدی است که بدانی اینها چه مردم صلح جویی بودند، که غیر از عشق به مردم دیگر چیزی نداشتند، نه ‏کینه‌ای نسبت به کسی داشتند، و نه آزارشان به کسی میرسید، و اینطوری با آنها رفتار شد. چطور ممکن است کسی ‏اینها را دوست نداشته باشد؟ آدم احساس تاسف می‌کند از اینکه دنیا به این مرحله‌ای رسیده باشد که مردم نتوانند ‏تشخیص دهند که این درست نیست! این عدالت نیست!"‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‏"در عین حال یک مقدار هم خوشحال بودیم که اینها مقاومت کردند و روی عقیده‌شان و آنچه را که بهش معتقد بودند ‏ایستادند. خواهرم پر از شور زندگی بود! ولی اگر می گفت بهایی نیستم و آزاد می‌شد، شاید من متاسف می‌شدم و از ‏او می‌پرسیدم تو که به صلح و انسانیت و اصولی معتقدی، چطور شد به همه چیز پشت پا زدی؟"‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خواهر دیگری از شورونشاط خواهرش می‌گوید: "همیشه می‌خندید و خوشحال بود و میخواست همه را خوشحال ‏کند. این اواخر در فکر ازدواج بود ودرباره خواستگارهایش فکر کرده بود و تقریبا می دانست کدام یکی را می ‏خواهد انتخاب کند."‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و می‌افزاید: "اعدام خواهرم برای من خیلی سنگین بود. او نه فقط خواهر من بلکه صمیمی ترین دوست من بود. ‏رابطه‌ی خاصی داشتیم. طوری که او از صدای من همه چیز را می‌خواند. در دشوار ترین دوره‌ زندگی‌ام که کودکم ‏سرطان داشت، او خیلی به من کمک کرد! من هنوز وقتی که کسی را می بینم که حالت او را دارد، بی‌اختیار پشت ‏سرش کشیده میشوم. من درگیر بیماری عزیزی بوده و هستم، می دانم که بعضی چیزها را شاید بشود قبول کرد. اما ‏مرگ عزیزی اینطور ناگهانی خیلی سخت است آدم بپذیرد!"‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برادر یکی از این زنان می‌گوید "آنها را شکنجه میدادند و از آنها میخواستند اعتراف کنند که جاسوس اسرائیل هستند. ‏مثلا برای اینکه پیش از انقلاب برای زیارت اماکن مقدس بهائی به اسرائیل رفته بودند. آخر وقتی که پیامبر ما به ‏آنجا تبعید شد که آنجا هنوز اسرائیل نشده نبود! بلکه جزو امپراتوری عثمانی بود. مثل اینکه بگویند ایرانی‌هایی که ‏برای زیارت به مکه می‌روند، جاسوس عربستان سعودی هستند!"‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از بستگان این زنان می‌گوید " آنها را شکنجه روانی می‌کردند. (او) را خیلی ترسانده بودند. گفته بودند که قلبت ‏را از سینه درمیاریم."‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبر اعدام ده زن بهایی روز یکشنبه صبح در میان بهائی‌های شهر می‌پیچد. جریان رسیدن خبر به مادری که موفق ‏به دیدن جسد دخترش شده بود، چنین است: ‏&lt;br /&gt;‏"خیلی نگران بودم. روز قبل دخترم مثل همیشه نبود، ولی چیزی بهم نگفت. همیشه می‌ایستاد، آخر ملاقات برایم ‏دست تکان می‌داد. ایندفعه غیب شد. روز بعد شنیدم که ده زن اعدام شده‌اند. نمی‌دانستم حقیقت دارد یا نه، نمی‌دانستم ‏چه کسانی اعدام شده‌اند. از شدت ناراحتی از خانه زدم بیرون. همین‌ که رفتم بیرون، دیدم یکی از دوستانم با پسر ‏جوانش به طرف من می‌آیند. پرسیدم "حقیقت داره؟" آن خانم یک کاغذ در آورد و اسم‌ها را برایم خواندند. شمردم، ۹ ‏تا اسم بود. فهمیدم، و پرسیدم "دختر من هم هست؟" که گفت "بله". من می‌خواستم جسدش رو ببینم. با یکی دوتا ‏دیگر از مادرها رفتیم بطرف زندان. رفتیم التماس کردیم به پاسدارها که جسد را ببینیم. خلاصه قبول کرد. ما را برد ‏به یک اتاق کثیفی که در آن یک پنکه‌ای آن بالا می‌چرخید. ده تا جسد روی زمین افتاده بودند. مادر مونا او را ‏شناخت. من دخترم را از روسری که به سر داشت شناختم. روی صورتش با چشم بندی بسته شده بود. بوسیدمش. به ‏جای خواهر و برادرها و پدرش هم بوسیدمش. چشم‌بند را گذاشتم روی صورتش و آمدم بیرون. اجساد را ندادند که به ‏خاک بسپاریم. از یک بازجو خواهش کردیم که بذارید به خاک بسپاریم. گفتند که نه! همه یک جا دفن می‌شوند*."‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از اعدام شدگان وصیت‌نامه‌ای بجا نمانده است. یکی از دخترها نوشته‌ای کوتاه را روی تکه کاغذی به این مضمون ‏نوشته و برای خانواده‌اش فرستاده بود "هیچ کسی حق ندارد برای من سیاه بپوشد و گریه و زاری کند، جز مادرم که ‏می‌دانم دلش طاقت نمی‌آورد." ‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما چمدان وسایل و لباس‌های زنان را پس از اعدام به خانواده‌های آنان تحویل دادند.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برادری می‌گوید "هنوز این چمدان عزیزترین چیزی است که دارم!"‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‏*نقل قول غیرمستقیم از طریق یکی از فرزندان این مادر.‏&lt;br /&gt;پی نوشت: این مطلب پس از گفتگو با برخی از اعضای خانواده‌های اعدام شدگان تهیه شده است. با تشکر از کمک ‏دایان علائی، نماینده جامعه بین‌المللی بهائی در سازمان ملل متحد در ژنو، که در برقراری ارتباط با این خانواده‌ها ‏مرا یاری نمود. در تهیه این مطلب همچنین از زیر استفاده شده است.‏&lt;br /&gt;رویای مونا ‏Mona’s Dream&lt;br /&gt;http://monasdream.com/&lt;br /&gt;امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر&lt;br /&gt;http://www.abfiran.org/farsi/memorial.php&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1521389908574416714-1294196178170211631?l=tarheeno.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://tarheeno.blogspot.com/feeds/1294196178170211631/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=1521389908574416714&amp;postID=1294196178170211631&amp;isPopup=true' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/1294196178170211631'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1521389908574416714/posts/default/1294196178170211631'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://tarheeno.blogspot.com/2008/07/blog-post.html' title='زنانی که در راه آزادی عقیده تا پای جان ایستادند(از سهیلا وحدتی)'/><author><name>شاهین ایقانیان</name><uri>http://www.blogger.com/profile/04118397995969106196</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp1.blogger.com/_-hHNCiXfr-E/SI_U2_oVFdI/AAAAAAAAABg/ldB-XbWlzTE/s72-c/Mona_Mahmudnizhad1.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry></feed>
